baronage

[ایالات متحده]/ˈbærənɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈbɛrənɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بدن بارون‌ها در یک کشور، به‌ویژه نجبای انگلیسی؛ وضعیت یا حالت بارون بودن؛ رتبه بارون.
Word Forms
جمعbaronages

عبارات و ترکیب‌ها

the british baronage

نظام اشراف بریتانیایی

a hereditary baronage

یک نظام اشراف ارثی

an influential baronage

یک نظام اشراف تأثیرگذار

جملات نمونه

the baronage played a significant role in the feudal system.

طبقه اشراف نقش مهمی در نظام فئودال ایفا می‌کرد.

many members of the baronage were influential in local politics.

بسیاری از اعضای طبقه اشراف در سیاست محلی تأثیرگذار بودند.

the baronage often held large estates and lands.

طبقه اشراف اغلب املاک و زمین‌های بزرگ را در اختیار داشت.

in medieval times, the baronage had considerable power.

در دوران قرون وسطی، طبقه اشراف قدرت قابل توجهی داشت.

reforms were proposed to limit the privileges of the baronage.

برای محدود کردن امتیازات طبقه اشراف، اصلاحاتی پیشنهاد شد.

the baronage often engaged in rivalries with each other.

طبقه اشراف اغلب در نزاع با یکدیگر درگیر می‌شد.

the history of the baronage is rich and complex.

تاریخ طبقه اشراف غنی و پیچیده است.

understanding the baronage is essential for studying feudalism.

درک طبقه اشراف برای مطالعه فئودالیسم ضروری است.

the baronage's influence waned over the centuries.

تأثیر طبقه اشراف در طول قرن‌ها کاهش یافت.

literature often depicts the lives of the baronage.

ادبیات اغلب به تصویر کشیدن زندگی طبقه اشراف می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید