dukedom

[ایالات متحده]/ˈdjuːk.dəm/
[بریتانیا]/ˈduːk.dəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قلمرو یا حوزه‌ای که توسط یک دوک اداره می‌شود؛ درجه یا عنوان یک دوک
Word Forms
جمعdukedoms

عبارات و ترکیب‌ها

duke of dukedom

دودج اردوی دوک‌نشین

dukedom title

عنوان دوک‌نشین

dukedom lands

زمین‌های دوک‌نشین

dukes of dukedom

دودج‌های دوک‌نشین

dukedom rights

حقوق دوک‌نشین

dukedom estate

املاک دوک‌نشین

dukedom heritage

میراث دوک‌نشین

dukedom boundaries

مرزهای دوک‌نشین

dukedom privileges

مزایای دوک‌نشین

dukedom history

تاریخ دوک‌نشین

جملات نمونه

the dukedom was passed down through generations.

این دوک‌نشین نسل به نسل منتقل می‌شد.

he inherited the dukedom after his father's death.

او پس از مرگ پدرش، دوک‌نشین را به ارث برد.

the dukedom was known for its beautiful landscapes.

دوک‌نشین به خاطر مناظر زیبایش مشهور بود.

she was appointed as the duchess of the dukedom.

او به عنوان دوشس دوک‌نشین منصوب شد.

the dukedom held a grand festival every year.

دوک‌نشین هر سال یک جشنواره بزرگ برگزار می‌کرد.

many legends are associated with the ancient dukedom.

افسانه‌های بسیاری با دوک‌نشین باستانی مرتبط هستند.

the dukedom's history dates back to the medieval era.

تاریخ دوک‌نشین به دوران قرون وسطی بازمی‌گردد.

he spent his life serving the interests of the dukedom.

او عمر خود را صرف خدمت به منافع دوک‌نشین کرد.

the dukedom was strategically located near the coast.

دوک‌نشین به طور استراتژیک در نزدیکی ساحل واقع شده بود.

she dreamed of marrying into a powerful dukedom.

او رویای ازدواج با یک دوک‌نشین قدرتمند را داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید