barraged

[ایالات متحده]/bəˈrɑːdʒd/
[بریتانیا]/bərˈeɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل barrage. حمله کردن یا بمباران کردن با قدرت آتش شدید.

عبارات و ترکیب‌ها

barraged with questions

آغشته شدن به سؤالات

barraged by criticism

آغشته شدن به انتقاد

barraged with emails

آغشته شدن به ایمیل‌ها

جملات نمونه

the team was barraged with questions after the presentation.

تیم با انبوهی از سؤالات پس از ارائه مورد هجوم قرار گرفت.

she felt barraged by the constant demands of her job.

او احساس می‌کرد که به دلیل خواسته‌های مداوم شغلش مورد هجوم قرار گرفته است.

the city was barraged by heavy rain last night.

شهر دیشب مورد هجوم باران شدید قرار گرفت.

he was barraged with compliments after his performance.

او پس از اجرش با تعریف و تمجید مورد هجوم قرار گرفت.

they were barraged with advertisements during the game.

آنها در طول بازی با تبلیغات مورد هجوم قرار گرفتند.

the soldiers were barraged with enemy fire.

سربازان مورد آتش دشمن مورد هجوم قرار گرفتند.

she was barraged by memories of her childhood.

او با خاطرات دوران کودکی خود مورد هجوم قرار گرفت.

the website was barraged by traffic after the news broke.

وب سایت پس از انتشار خبر با ترافیک مورد هجوم قرار گرفت.

he felt barraged by the responsibilities of parenthood.

او احساس می‌کرد که با مسئولیت‌های فرزندپروری مورد هجوم قرار گرفته است.

during the debate, she was barraged with opposing views.

در طول بحث، او با دیدگاه‌های مخالف مورد هجوم قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید