skilled barterer
بازرگان ماهر
be a barterer
یک بازرگان باشید
experienced barterer
بازرگان با تجربه
the barterer traded
بازرگان معامله کرد
barterer's goods
کالاهاى بازرگان
active barterer
بازرگان فعال
barterer haggling
بازرگان چانه زنى میکند
local barterer
بازرگان محلى
future barterer
بازرگان آینده
honest barterer
بازرگان صادق
the skilled barterer negotiated a fair price for the antique vase.
بازرگان ماهر برای گلدان عتیقه قیمت منصفانهای مذاکره کرد.
he was a shrewd barterer, always getting the best deal possible.
او یک بازرگان زیرک بود، همیشه سعی میکرد بهترین معامله را به دست آورد.
in the marketplace, the barterer exchanged goods with other vendors.
در بازار، بازرگان کالاها را با سایر فروشندگان مبادله میکرد.
the island community relied on a skilled barterer to trade with the mainland.
جامعه جزیره به یک بازرگان ماهر برای تجارت با سرزمین اصلی متکی بود.
she was a clever barterer, known for her persuasive skills.
او یک بازرگان باهوش بود که به دلیل مهارتهای متقاعدکنندهاش شناخته شده بود.
the barterer carefully assessed the value of each item offered.
بازرگان با دقت ارزش هر مورد ارائه شده را ارزیابی کرد.
a successful barterer needs patience and good communication skills.
یک بازرگان موفق به صبر و مهارتهای ارتباطی خوب نیاز دارد.
the ancient system involved a complex network of barterers.
سیستم باستانی شامل یک شبکه پیچیده از بازرگانان بود.
the experienced barterer knew how to spot a valuable item.
بازرگان با تجربه میدانست چگونه یک مورد با ارزش را تشخیص دهد.
he became a renowned barterer throughout the region.
او به یک بازرگان مشهور در سراسر منطقه تبدیل شد.
the eager barterer presented his wares with enthusiasm.
بازرگان مشتاق، کالاهايش را با اشتياق ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید