baseball

[ایالات متحده]/ˈbeisbɔ:l/
[بریتانیا]/'besbɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیس بال؛ بیس بال

عبارات و ترکیب‌ها

baseball game

بازی بیسبال

baseball team

تیم بیسبال

baseball player

بازیکن بیسبال

baseball cap

کلاه بیسبال

baseball bat

بات بیسبال

major league baseball

لیگ برتر بیسبال

baseball glove

دستکش بیسبال

baseball diamond

الماس بیسبال

جملات نمونه

a baseball hat; baseball gloves.

کلاه بیسبال؛ دستکش بیسبال

a peewee baseball team.

یک تیم بیسبال کوچک

a semipro baseball player.

یک بازیکن بیسبال نیمه حرفه‌ای

a sidearm baseball pitch.

پرتاب بیسبال از کنار

a back-to-front baseball cap.

کلاه بیسبال وارونه

The baseball season may be extended.

فصل بیسبال ممکن است تمدید شود.

the losingest club in baseball history.

بدترین باشگاه در تاریخ بیسبال

he found himself the toast of the baseball world.

او خود را در صدر دنیای بیسبال یافت.

a pickup orchestra; a pickup baseball game.

یک ارکستر بداهه؛ یک بازی بیسبال بداهه

a good swinger of baseball bats.

کسی که خوب چوب بیسبال را می‌زند.

Baseball is beginning to be in the air in China.

بیسبال در حال حاضر در چین رایج است.

For me, baseball is as American as apple pie.

برای من، بیسبال به اندازه پای سیب، آمریکایی است.

an anaemic attempt to hit the baseball

یک تلاش ضعیف برای ضربه زدن به بیس بال

The thugs beat him senseless with a baseball bat.

زورگیرها او را با چوب بیسبال به شکلی که دیگر نتواند فکر کند، کتک زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید