baseballs

[ایالات متحده]/ˈbeɪsbɔːlz/
[بریتانیا]/ˈbeɪzbɑːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چند شکل بیس‌بال، یک توپ استفاده شده در بازی بیس‌بال

عبارات و ترکیب‌ها

play baseballs

بازی با بیس بال

throw baseballs

پرتاب بیس بال

hit baseballs

ضربه زدن به بیس بال

catch baseballs

گرفتن بیس بال

collect baseballs

جمع‌آوری بیس بال

buy baseballs

خریدن بیس بال

sell baseballs

فروش بیس بال

pack baseballs

بسته‌بندی بیس بال

organize baseballs

مرتب‌سازی بیس بال

جملات نمونه

the kids played with their baseballs in the park.

کودکان با بیس بال‌های خود در پارک بازی کردند.

he bought a dozen baseballs for the team.

او یک دوزین بیس بال برای تیم خرید.

we need more baseballs for the practice session.

ما به بیس بال‌های بیشتری برای جلسه تمرین نیاز داریم.

she found some old baseballs in the attic.

او چند بیس بال قدیمی در زیرزمین پیدا کرد.

the store sells various types of baseballs.

فروشگاه انواع مختلف بیس بال را می‌فروشد.

he has a collection of signed baseballs.

او مجموعه‌ای از بیس بال‌های امضا شده دارد.

they organized a game using soft baseballs for safety.

آنها یک بازی با استفاده از بیس بال‌های نرم برای ایمنی سازماندهی کردند.

baseballs are essential for playing the game.

بیس بال‌ها برای بازی کردن بازی ضروری هستند.

she practices her pitching with different baseballs.

او تمرین پرتاب خود را با بیس بال‌های مختلف انجام می‌دهد.

he always carries a few baseballs in his bag.

او همیشه چند بیس بال در کیف خود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید