play baseballs
بازی با بیس بال
throw baseballs
پرتاب بیس بال
hit baseballs
ضربه زدن به بیس بال
catch baseballs
گرفتن بیس بال
collect baseballs
جمعآوری بیس بال
buy baseballs
خریدن بیس بال
sell baseballs
فروش بیس بال
pack baseballs
بستهبندی بیس بال
organize baseballs
مرتبسازی بیس بال
the kids played with their baseballs in the park.
کودکان با بیس بالهای خود در پارک بازی کردند.
he bought a dozen baseballs for the team.
او یک دوزین بیس بال برای تیم خرید.
we need more baseballs for the practice session.
ما به بیس بالهای بیشتری برای جلسه تمرین نیاز داریم.
she found some old baseballs in the attic.
او چند بیس بال قدیمی در زیرزمین پیدا کرد.
the store sells various types of baseballs.
فروشگاه انواع مختلف بیس بال را میفروشد.
he has a collection of signed baseballs.
او مجموعهای از بیس بالهای امضا شده دارد.
they organized a game using soft baseballs for safety.
آنها یک بازی با استفاده از بیس بالهای نرم برای ایمنی سازماندهی کردند.
baseballs are essential for playing the game.
بیس بالها برای بازی کردن بازی ضروری هستند.
she practices her pitching with different baseballs.
او تمرین پرتاب خود را با بیس بالهای مختلف انجام میدهد.
he always carries a few baseballs in his bag.
او همیشه چند بیس بال در کیف خود دارد.
play baseballs
بازی با بیس بال
throw baseballs
پرتاب بیس بال
hit baseballs
ضربه زدن به بیس بال
catch baseballs
گرفتن بیس بال
collect baseballs
جمعآوری بیس بال
buy baseballs
خریدن بیس بال
sell baseballs
فروش بیس بال
pack baseballs
بستهبندی بیس بال
organize baseballs
مرتبسازی بیس بال
the kids played with their baseballs in the park.
کودکان با بیس بالهای خود در پارک بازی کردند.
he bought a dozen baseballs for the team.
او یک دوزین بیس بال برای تیم خرید.
we need more baseballs for the practice session.
ما به بیس بالهای بیشتری برای جلسه تمرین نیاز داریم.
she found some old baseballs in the attic.
او چند بیس بال قدیمی در زیرزمین پیدا کرد.
the store sells various types of baseballs.
فروشگاه انواع مختلف بیس بال را میفروشد.
he has a collection of signed baseballs.
او مجموعهای از بیس بالهای امضا شده دارد.
they organized a game using soft baseballs for safety.
آنها یک بازی با استفاده از بیس بالهای نرم برای ایمنی سازماندهی کردند.
baseballs are essential for playing the game.
بیس بالها برای بازی کردن بازی ضروری هستند.
she practices her pitching with different baseballs.
او تمرین پرتاب خود را با بیس بالهای مختلف انجام میدهد.
he always carries a few baseballs in his bag.
او همیشه چند بیس بال در کیف خود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید