military base
پایگاه نظامی
home base
پایگاه اصلی
air base
پایگاه هوایی
database
پایگاه داده
knowledge base
پایگاه دانش
base on
مبتنی بر
production base
پایگاه تولید
on base
بر روی پایگاه
base in
پایگاه در
at base
در پایگاه
in base
در پایگاه
data base
پایگاه داده
customer base
پایگاه مشتری
industrial base
پایگاه صنعتی
base oil
روغن پایه
base station
ایستگاه پایه
economic base
پایگاه اقتصادی
base material
مواد پایه
main base
پایگاه اصلی
base area
منطقه پایه
base metal
فلز پایه
base point
نقطه پایه
base plate
صفحه پایه
base class
کلاس پایه
The company has a strong customer base.
شرکت دارای یک پایگاه مشتریان قوی است.
They built their headquarters on a military base.
آنها دفتر مرکزی خود را بر روی یک پایگاه نظامی ساختند.
She used a cake base to create the dessert.
او از یک پایه کیکی برای درست کردن دسر استفاده کرد.
The team will start from a solid base.
تیم از یک پایه قوی شروع خواهد کرد.
He is stationed at the naval base.
او در پایگاه دریایی مستقر است.
The recipe calls for a tomato base sauce.
دستور غذا نیاز به سس پایه گوجه فرنگی دارد.
The decision was based on thorough research.
تصمیم بر اساس تحقیقات کامل اتخاذ شد.
The company is expanding its customer base.
شرکت در حال گسترش پایگاه مشتریان خود است.
She applied a primer as a base for her makeup.
او از یک پرایمر به عنوان پایه برای آرایش خود استفاده کرد.
The team needs a solid base of knowledge.
تیم به یک پایه دانش قوی نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید