basest

[ایالات متحده]/beɪs/
[بریتانیا]/beɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایین‌ترین یا پایین‌ترین قسمت؛ یک بنیاد یا پشتیبانی
adj. حقیر یا با کیفیت پایین
vt. به عنوان یک بنیاد استفاده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

military base

پایگاه نظامی

home base

پایگاه اصلی

air base

پایگاه هوایی

database

پایگاه داده

knowledge base

پایگاه دانش

base on

مبتنی بر

production base

پایگاه تولید

on base

بر روی پایگاه

base in

پایگاه در

at base

در پایگاه

in base

در پایگاه

data base

پایگاه داده

customer base

پایگاه مشتری

industrial base

پایگاه صنعتی

base oil

روغن پایه

base station

ایستگاه پایه

economic base

پایگاه اقتصادی

base material

مواد پایه

main base

پایگاه اصلی

base area

منطقه پایه

base metal

فلز پایه

base point

نقطه پایه

base plate

صفحه پایه

base class

کلاس پایه

جملات نمونه

The company has a strong customer base.

شرکت دارای یک پایگاه مشتریان قوی است.

They built their headquarters on a military base.

آنها دفتر مرکزی خود را بر روی یک پایگاه نظامی ساختند.

She used a cake base to create the dessert.

او از یک پایه کیکی برای درست کردن دسر استفاده کرد.

The team will start from a solid base.

تیم از یک پایه قوی شروع خواهد کرد.

He is stationed at the naval base.

او در پایگاه دریایی مستقر است.

The recipe calls for a tomato base sauce.

دستور غذا نیاز به سس پایه گوجه فرنگی دارد.

The decision was based on thorough research.

تصمیم بر اساس تحقیقات کامل اتخاذ شد.

The company is expanding its customer base.

شرکت در حال گسترش پایگاه مشتریان خود است.

She applied a primer as a base for her makeup.

او از یک پرایمر به عنوان پایه برای آرایش خود استفاده کرد.

The team needs a solid base of knowledge.

تیم به یک پایه دانش قوی نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید