basidium

[ایالات متحده]/bæsɪˈdiəm/
[بریتانیا]/bæˈsɪdʒiəm/

ترجمه

n. یک ساختار میکروسکوپی به شکل چماق بر روی بدنه میوه‌ای برخی قارچ‌ها که هاگ تولید می‌کند.; نوعی سلول تولید کننده هاگ که در برخی قارچ‌ها یافت می‌شود.
Word Forms
جمعbasidiums

عبارات و ترکیب‌ها

basidium development

تکوین بسیدیم

basidium formation

تشکیل بسیدیم

basidium structure

ساختار بسیدیم

basidium function

عملکرد بسیدیم

basidium spore production

تولید هاجمی بسیدیم

basidium morphology

مورفولوژی بسیدیم

جملات نمونه

the basidium is a crucial structure in the life cycle of many fungi.

باسیدیوم یک ساختار حیاتی در چرخه زندگی بسیاری از قارچ‌ها است.

each basidium typically produces four basidiospores.

هر باسیدیوم معمولاً چهار هاگ قارچی تولید می‌کند.

basidium development can vary widely among different fungi species.

توسعه باسیدیوم می‌تواند به طور گسترده‌ای در بین گونه‌های مختلف قارچ متفاوت باشد.

studying the basidium helps scientists understand fungal diversity.

مطالعه باسیدیوم به دانشمندان کمک می‌کند تا تنوع قارچی را درک کنند.

the basidium plays a role in spore dispersal.

باسیدیوم در انتشار هاج نقش دارد.

some fungi have unique basidium shapes that aid in identification.

برخی از قارچ‌ها دارای اشکال منحصر به فرد باسیدیوم هستند که به شناسایی کمک می‌کند.

in some species, the basidium can be quite large.

در برخی گونه‌ها، باسیدیوم می‌تواند بسیار بزرگ باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید