basses

[ایالات متحده]/ˈbæsɪz/
[بریتانیا]/ˈbæsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع باس، به ویژه یک خواننده مرد با صدای پایین؛ جمع باس، به ویژه یک ساز موسیقی که نت‌های پایین تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

basses down

سُر پایین

the low basses

بیس‌های پایین

electric basses

بیس‌های الکتریک

hear the basses

بیس‌ها را بشنوید

play the basses

بیس‌ها را بنوازید

basses vibrate

بیس‌ها ارتعاش می‌کنند

bass guitar basses

بیس‌های گیتار باس

strong basses

بیس‌های قوی

basses blend

بیس‌ها با هم ترکیب می‌شوند

the deep basses

بیس‌های عمیق

جملات نمونه

he plays the basses in the orchestra.

او ساز باس را در ارکستر می‌نوازد.

the basses provide a rich foundation for the music.

سازهای باس، یک پایه غنی برای موسیقی فراهم می‌کنند.

she loves to listen to the deep basses in the songs.

او عاشق گوش دادن به صدای عمیق سازهای باس در آهنگ‌هاست.

the basses were tuned perfectly for the performance.

سازهای باس برای اجرا به خوبی کوک شده بودند.

in jazz, the basses often set the rhythm.

در جاز، سازهای باس اغلب ریتم را تعیین می‌کنند.

he is known for his skills in playing the basses.

او به خاطر مهارتش در نواختن سازهای باس شناخته شده است.

the basses create a powerful sound in the band.

سازهای باس یک صدای قدرتمند در گروه ایجاد می‌کنند.

she often practices her basses for hours.

او اغلب ساعت‌ها سازهای باس خود را تمرین می‌کند.

the basses add depth to the musical composition.

سازهای باس عمق به قطعه موسیقی اضافه می‌کنند.

he prefers playing the basses over other instruments.

او ترجیح می‌دهد سازهای باس را به جای سازهای دیگر بنوازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید