batoning

[ایالات متحده]/'bæt(ə)n/
[بریتانیا]/bə'tɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوب رله
چوب هدایت
چوب فرمان
چوب پلیس

عبارات و ترکیب‌ها

pass the baton

گرفتن چوبک

carry the baton

حمل چوبک

relay baton

چوبک امدادی

track baton

چوبک پیست

baton rouge

باتون روژ

جملات نمونه

They threatened to baton him to death.

آنها تهدید کردند که او را با چوب ضربه بزنند تا بمیرد.

I was our school's baton twirler.

من رقصنده چوب مدرسه ما بودم.

twirled a baton to lead the band.

یک چوب را چرخاند تا گروه را رهبری کند.

The conductor beat time with a baton.

رهبر ارکستر با چوب ضرب آهنگ را نشان می داد.

A baton twirler led the brass band.

رقصنده چوب گروه سازهای برنجی را رهبری کرد.

They were driven back by a police baton charge.

آنها با حمله چوبی پلیس عقب رانده شدند.

Five people were injured in the baton charge.

پنج نفر در حمله چوبی مجروح شدند.

Each runner passes the baton to the next.

هر دونده چوب را به نفر بعدی می رساند.

He swept the sponge over the tile. The conductor swept her baton through the air.

او اسفنج را روی کاشی کشید. رهبر ارکستر چوب خود را در هوا چرخاند.

Traffic Cone, Delineator, Barricade Warning Light, Rubber Road Hump, Led Traffic Baton Roadway, Traffic Safety and Management

نکته ترافیکی، نشانگر، چراغ هشدار حصار، گودال لاستیکی جاده، چوب‌دستی ترافیکی LED، ایمنی و مدیریت ترافیک

We want to buy Traffic Cone, Delineator, Barricade Warning Light, Rubber Road Hump, Led Traffic Baton Roadway, Traffic Safety and Management

ما می‌خواهیم نکات ترافیکی، نشانگرها، چراغ‌های هشدار حصار، گودال‌های لاستیکی جاده، چوب‌دستی‌های ترافیکی LED، ایمنی و مدیریت ترافیک را خریداری کنیم.

curtain tracks, drapery hardware,...curtain rails, curtain rods,...curtain fitting, curtain finials,...curtain rings, curtain batons,...

ریل پرده، سخت افزار پرده، ... ریل پرده، میله پرده، ... نصب پرده، سرپایه‌های پرده، ... حلقه‌های پرده، چوب‌های پرده، ...

نمونه‌های واقعی

How did you pass the baton?

چگونه گهواره را به او دادید؟

منبع: TED Talks (Audio Version) August 2015 Collection

Dr Lyubomirsky now picked up the baton.

دکتر لوبومیرسکی اکنون گهواره را برداشت.

منبع: The Economist (Summary)

In 2008, they were disqualified for dropping a baton.

در سال 2008، آن‌ها به دلیل رها کردن گهواره از مسابقات حذف شدند.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

Don't you want to be handed the baton?

آیا نمی‌خواهید گهواره به شما داده شود؟

منبع: newsroom

Act two begins today. It’s your turn to reach out and take the baton.

پرده دوم امروز آغاز می‌شود. نوبت شماست که دست دراز کنید و گهواره را بگیرید.

منبع: Cook's Speech Collection

I remember passing the baton to the girl in front of me.

من به یاد دارم که گهواره را به دختری که جلوی من بود دادم.

منبع: Global Slow English

The second person takes the baton and runs to the third person.

شخص دوم گهواره را می‌گیرد و به سمت شخص سوم می‌دود.

منبع: Global Slow English

Yeah, you can say one and then you might pass the baton.

بله، می‌توانید یک را بگویید و سپس ممکن است گهواره را به او بدهید.

منبع: Listening to Music (Video Version)

Voldemort raised the Elder Wand, holding it as delicately and precisely as a conductor's baton.

ولدمورت عصای مخصوص را بالا برد و آن را به ظرافت و دقت یک گهواره رهبر ارکستر نگه داشت.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

At the time, Coolidge handed the baton over to his former secretary of commerce Herbertova.

در آن زمان، کولیدج گهواره را به دبیر سابق تجارت خود، هربرتووا، داد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید