bats

[ایالات متحده]/bæt/
[بریتانیا]/bats/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عجیب، غیرعادی، غیرمتعارف
n. جمع کلمه خفاش

عبارات و ترکیب‌ها

bat an eyelid

چشمک زدن

bat around ideas

ایده‌ها را مطرح کردن

go batty

دیوانه شدن

a bat signal

سیگنال خفاش

جملات نمونه

bats are known for their echolocation abilities.

خفاش‌ها به خاطر توانایی‌های مکان‌یابی با استفاده از پژواک شناخته می‌شوند.

many bats feed on insects at night.

بسیاری از خفاش‌ها در شب از حشرات تغذیه می‌کنند.

bats play a crucial role in pollinating plants.

خفاش‌ها نقش مهمی در گرده‌افشانی گیاهان ایفا می‌کنند.

some species of bats can live for over 30 years.

برخی از گونه‌های خفاش می‌توانند بیش از 30 سال عمر کنند.

bats are often misunderstood and feared by people.

خفاش‌ها اغلب به درستی درک نمی‌شوند و مردم از آن‌ها می‌ترسند.

in some cultures, bats are considered symbols of good luck.

در برخی فرهنگ‌ها، خفاش‌ها به عنوان نماد شانس خوب در نظر گرفته می‌شوند.

conservation efforts are important for protecting bat habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از زیستگاه‌های خفاش‌ها مهم هستند.

many bats roost in caves during the day.

بسیاری از خفاش‌ها در طول روز در غارها لانه می‌کنند.

bats are mammals that can fly.

خفاش‌ها پستاندارانی هستند که می‌توانند پرواز کنند.

some bats can consume thousands of insects in a single night.

برخی از خفاش‌ها می‌توانند هزاران حشره را در یک شب بخورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید