flies

[ایالات متحده]/flaɪz/
[بریتانیا]/flaɪz/

ترجمه

n. جمع حشره‌ی مگس؛ منطقه‌ی پرواز؛ جلو裤 شلوار
v. پرواز می‌کند: فعل سوم شخص مفردِ پرواز کردن؛ پرواز کردن؛ گذر سریع زمان؛ سفر با هواپیما؛ به پرواز درآمدن

عبارات و ترکیب‌ها

flies high

به پرواز بالا می‌رود

flies away

دور می‌شود

flies out

بیرون می‌رود

flies in

وارد می‌شود

flies around

به دور می‌چرخد

flies south

به سمت جنوب پرواز می‌کند

flies north

به سمت شمال پرواز می‌کند

flies now

حالا پرواز می‌کند

flies fast

سریع پرواز می‌کند

flies west

به سمت غرب پرواز می‌کند

جملات نمونه

the pilot flies the plane with skill and precision.

خلبان هواپیما را با مهارت و دقت پرواز می‌کند.

do you ever wonder how the birds flies so high?

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که پرندگان چگونه آنقدر بالا پرواز می‌کنند؟

time flies when you're having fun with friends.

وقتی با دوستان خوش بگذرانید، زمان سریع می‌گذرد.

the pesky flies buzzed around our picnic lunch.

هجوم حشرات مزاحم دور ناهار پیک‌نیک ما زنبور زدن.

he flies into a rage when he's under pressure.

وقتی تحت فشار است، او خشمگین می‌شود.

the superhero flies through the air to save the day.

قهرمان داستان برای نجات روز از هوا عبور می‌کند.

the drone flies over the field, capturing images.

پهپاد بر روی زمین پرواز می‌کند و تصاویر را ضبط می‌کند.

she flies a kite on the beach during the summer.

او در تابستان بادبادکی را در ساحل پرواز می‌دهد.

the flag flies proudly above the building.

پرچم به افتخار بالای ساختمان به اهتزاز در می‌آید.

the company flies its employees to a conference.

شرکت کارمندان خود را برای شرکت در کنفرانس به یک مکان می‌برد.

he flies a small aircraft for his surveying job.

او یک هواپیمای کوچک را برای شغل نقشه‌برداری خود پرواز می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید