batten

[ایالات متحده]/'bæt(ə)n/
[بریتانیا]/'bætn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار چوبی یا فلزی که برای تقویت یا نگه داشتن چیزی در جای خود استفاده می‌شود
vt. با نوار چوبی یا فلزی محکم کردن، خود را چاق کردن.
Word Forms
جمعbattens
شکل سوم شخص مفردbattens
صفت یا فعل حال استمراریbattening
قسمت سوم فعلbattened
زمان گذشتهbattened

عبارات و ترکیب‌ها

wooden batten

سیم چوبی

metal batten

سیم فلزی

batten down

محکم کردن

batten on

چسباندن

جملات نمونه

batten down the hatches.

محکم کردن درها و پنجره‌ها

Stephen was battening down the shutters.

استیفن داشت در و پنجره‌ها را محکم می‌کرد.

slumlords who batten on the poor.

مالکان فقیرنشین که از فقرا سود می‌برند.

multinational monopolies batten on the working classes.

موناپولی‌های چندملیتی از طبقات کارگر سود می‌برند.

There's a storm coming, so let's batten down the hatches.

طوفانی در راه است، پس بیایید درها و پنجره‌ها را محکم کنیم.

Hollywood is battening down the hatches in expectation of a strike by actors and writers this summer.

هالیوود در انتظار اعتصاب بازیگران و نویسندگان در این تابستان، در حال محکم کردن درها و پنجره‌ها است.

نمونه‌های واقعی

Sheila stares downward, as though battening her emotional hatches.

شیلا به پایین نگاه می‌کند، انگار که دریچه‌های احساسی خود را می‌بندد.

منبع: New York Times

It's time to batten down the hatches and prepare for another very bumpy ride.

وقت آن است که دریچه‌ها را ببندیم و برای یک سفر بسیار ناهموار دیگر آماده شویم.

منبع: A bet.

So really battening down the hatches.

پس واقعاً دریچه‌ها را می‌بندیم.

منبع: Financial Times Podcast

Batten down the hatches, young 'un.

دریچه‌ها را ببند، جوون.

منبع: Paddington Bear

Better batten down the hatches, B.

بهتر است دریچه‌ها را ببندیم، بی.

منبع: Gossip Girl Season 4

Well, isn't battening down the hatches usually the best way?

خب، بستن دریچه‌ها معمولاً بهترین راه نیست؟

منبع: Silk Season 2

OK, so message to listeners is very much: batten down the hatches.

باشه، پس پیام برای شنوندگان این است: دریچه‌ها را ببندید.

منبع: Financial Times Podcast

'My heart sinks when I think how we've battened on you all our lives and have given you nothing in return.

قلبم فرو می‌آید وقتی به این فکر می‌کنم که تمام زندگی‌مان به شما تکیه کرده‌ایم و در عوض چیزی به شما نداده‌ایم.

منبع: Veil

As the shuttles dashed through the warp they lifted up the heavy battens, and when the shuttles stopped they let the battens fall and pressed the threads together.

همانطور که شاتل‌ها با سرعت از تار عبور می‌کردند، آنها باتن‌های سنگین را بلند می‌کردند و وقتی شاتل‌ها متوقف می‌شدند، اجازه می‌دادند باتن‌ها بیفتند و نخ‌ها را به هم فشار می‌دادند.

منبع: Selected Fairy Tales by Oscar Wilde

I pulled down the old rafters, fixed the new ones, put on the battens, slated the roof, all with my own hands, Worm being my assistant.

من تیرهای فرسوده را پایین کشیدم، تیرهای جدید را تعمیر کردم، باتن‌ها را نصب کردم، سقف را با ورق پوشاندم، همه با دستان خودم، کرم دستیار من بود.

منبع: A pair of blue eyes (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید