battlefields

[ایالات متحده]/ˈbætəlˌfiːldz/
[بریتانیا]/ˈbætəlˌfɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق که نبردها در آنجا رخ می‌دهد؛ عرصه یا دامنه درگیری.

عبارات و ترکیب‌ها

ancient battlefields

میدان‌های نبرد باستانی

جملات نمونه

soldiers are often trained on various battlefields.

سربازان اغلب در زمین‌های نبرد مختلف آموزش می‌بینند.

the history of battlefields reveals much about a nation's past.

تاریخچه زمین‌های نبرد نشان می‌دهد که درباره گذشته یک ملت چه می‌دانیم.

technological advances have changed the nature of battlefields.

پیشرفت‌های فناوری ماهیت زمین‌های نبرد را تغییر داده‌اند.

many battlefields are now preserved as historical sites.

بسیاری از زمین‌های نبرد اکنون به عنوان مکان‌های تاریخی حفظ می‌شوند.

strategies developed on battlefields can apply to business.

استراتژی‌های توسعه یافته در زمین‌های نبرد می‌توانند در کسب و کار اعمال شوند.

veterans often share stories from their experiences on battlefields.

کهنه‌سربازان اغلب داستان‌هایی از تجربیات خود در زمین‌های نبرد به اشتراک می‌گذارند.

environmental impacts are often overlooked on battlefields.

اثرات زیست‌محیطی اغلب در زمین‌های نبرد نادیده گرفته می‌شوند.

battlefields can be sites of great bravery and sacrifice.

زمین‌های نبرد می‌توانند مکان‌هایی از شجاعت و ایثار فراوان باشند.

documentaries about battlefields educate the public about war.

فیلم‌های مستند درباره زمین‌های نبرد، عموم مردم را در مورد جنگ آموزش می‌دهند.

artists have been inspired by the landscapes of battlefields.

هنرمندان از مناظر زمین‌های نبرد الهام گرفته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید