battlelines

[ایالات متحده]/ˈbætl.laɪnz/
[بریتانیا]/ˈbætl.laɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع battle-line؛ خطوطی که نیروی نظامی برای نبرد آماده می‌شود؛ موقعیت‌هایی که در یک اختلاف یا جدال گرفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

draw battlelines

خط میدان را رسم کن

battlelines are drawn

خطوط میدان رسم شده‌اند

crossed battlelines

خطوط میدان عبور شده

redrawing battlelines

خطوط میدان را بازنویسی می‌کنند

drew battlelines

خطوط میدان را رسم کرد

battlelines have been drawn

خطوط میدان رسم شده‌اند

battlelines were drawn

خطوط میدان رسم شدند

battlelines are being drawn

خطوط میدان در حال رسم هستند

battlelines blur

خطوط میدان ابهام می‌یابد

battlelines hardened

خطوط میدان سخت شده‌اند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید