battues

[ایالات متحده]/bɑːˈtjuː/
[بریتانیا]/baˈtuː/

ترجمه

n. شکار که در آن حیوانات توسط شکارچیان یا کوبندگان به یک منطقه محصور رانده می‌شوند و غالباً منجر به کشتار تعداد زیادی از آن‌ها می‌شود.; یک فعالیت سازمان‌یافته در مقیاس بزرگ که آشفته و شتابزده است.; حیوانات کشته شده در یک شکار باتو.

عبارات و ترکیب‌ها

a battue hunt

شکار با تله

a successful battue

شکار با تله موفق

join the battue

به شکار با تله بپیوندید

organized battue

شکار با تله سازمان‌یافته

جملات نمونه

they decided to battue the area for the missing hikers.

آنها تصمیم گرفتند منطقه را برای یافتن کوهنوردان گمشده جستجو کنند.

the hunters used a battue to drive the deer towards the waiting hunters.

شکارچیان از یک باتیو برای هدایت گوزن‌ها به سمت شکارچیان منتظر استفاده کردند.

during the battue, the dogs helped to flush out the game.

در طول باتیو، سگ‌ها به بیرون راندن بازی کمک کردند.

the battue was successful, and they caught several rabbits.

باتیو موفقیت‌آمیز بود و آنها چندین خرگوش را گرفتند.

we organized a battue to control the wild boar population.

ما یک باتیو برای کنترل جمعیت گراز وحشی سازماندهی کردیم.

after the battue, the forest was quieter than before.

بعد از باتیو، جنگل از قبل ساکت‌تر بود.

the local authorities approved the battue to manage the deer population.

مقامات محلی باتیو را برای مدیریت جمعیت گوزن‌ها تأیید کردند.

they set up a battue to ensure the safety of the camp.

آنها یک باتیو برای اطمینان از ایمنی کمپ برپا کردند.

the battue technique requires careful planning and coordination.

تکنیک باتیو نیاز به برنامه‌ریزی و هماهنگی دقیق دارد.

many hunters prefer the excitement of a battue over traditional hunting.

بسیاری از شکارچیان ترجیح می‌دهند هیجان یک باتیو را نسبت به شکار سنتی بیشتر دوست داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید