bawdier

[ایالات متحده]/ˈbɔːdiər/
[بریتانیا]/ˈbɑːdɪər/

ترجمه

adj. بیشتر مبتذل یا غیرمناسب از حد معمول؛ ریسک‌دار.

عبارات و ترکیب‌ها

a bawdier joke

یک شوخی مبتذل

bawdier humor

طنز مبتذل

a bawdier story

یک داستان مبتذل

a bawdier performance

یک اجرا مبتذل

bawdier language

زبان مبتذل

a bawdier script

یک فیلمنامه مبتذل

جملات نمونه

his jokes became bawdier as the night went on.

شوخی‌های او با پیشرفت شب، رکیک‌تر شد.

she enjoys bawdier humor in her favorite sitcoms.

او از شوخی‌های رکیک در سریال‌های کمدی مورد علاقه‌اش لذت می‌برد.

the comedian's bawdier material shocked some audience members.

محتوای رکیک‌تر کمدین، برخی از اعضای تماشاچیان را شوکه کرد.

they warned him that his bawdier comments might offend people.

آنها به او هشدار دادند که نظرات رکیک‌تر او ممکن است مردم را ناراحت کند.

her writing style became bawdier after she moved to the city.

سبک نوشتن او پس از نقل مکان به شهر، رکیک‌تر شد.

he prefers the bawdier side of comedy over clean jokes.

او ترجیح می‌دهد طرف رکیک کمدی را به شوخی‌های پاک انتخاب کند.

the party had a bawdier atmosphere than expected.

فضای مهمانی از آنچه انتظار می‌رفت، رکیک‌تر بود.

many critics found the film's bawdier scenes unnecessary.

بسیاری از منتقدان صحنه‌های رکیک‌تر فیلم را غیرضروری یافتند.

he was known for his bawdier storytelling at gatherings.

او به خاطر داستان‌گویی رکیکش در جمع‌ها شناخته می‌شد.

her bawdier remarks often made the group laugh.

اظهارات رکیک‌تر او اغلب باعث می‌شد گروه بخندد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید