| جمع | bayonets |
| صفت یا فعل حال استمراری | bayoneting |
| زمان گذشته | bayonetted |
| شکل سوم شخص مفرد | bayonets |
| قسمت سوم فعل | bayonetted |
attach a bayonet
نصب یک خنجر
fixed bayonet
خنجر ثابت
bayonet lug
زیرکوب خنجر
bayonet charge
حمله با خنجر
bayonet socket
سوکت خنجر
a bayonet's shrewd thrust.
ضربه حساب شدهٔ خنجر
bayonet the enemy into submission
دشمن را با خنجر به تسلیم وادار کنید
She was stabbed with a bayonet by the enemy.
او با خنجر توسط دشمن مورد اصابت قرار گرفت.
There is a vivid description of a fierce bayonet charge in the novel.
در رمان، شرحی زنده از حمله شدید با خنجر وجود دارد.
We taught soldiers to bayonet and to survive hand-to-hand combat.
ما به سربازان آموزش دادیم که با خنجر بجنگند و در نبرد تن به تن زنده بمانند.
Soldiers's bayonets flashed in the sunlight.
خنجرهای سربازان در نور خورشید میدرخشیدند.
A bayonet had been thrust through his belly.
خنجر از میان شکم او عبور کرده بود.
A bayonet blade is forged from the finest steel.
تیغه خنجر از بهترین فولاد ساخته شده است.
The soldiers were ordered to do bayonet practice.
به سربازان دستور داده شد که تمرین با خنجر انجام دهند.
The soldiers bayoneted their way out.
سربازان با استفاده از خنجر از آنجا خارج شدند.
There could be descried piles of guns, moving bayonets, and troops bivouacking.
میتوانستند انبوهی از تفنگها، خنجرهای در حال حرکت و سربازانی که در حال استقرار بودند را مشاهده کرد.
attach a bayonet
نصب یک خنجر
fixed bayonet
خنجر ثابت
bayonet lug
زیرکوب خنجر
bayonet charge
حمله با خنجر
bayonet socket
سوکت خنجر
a bayonet's shrewd thrust.
ضربه حساب شدهٔ خنجر
bayonet the enemy into submission
دشمن را با خنجر به تسلیم وادار کنید
She was stabbed with a bayonet by the enemy.
او با خنجر توسط دشمن مورد اصابت قرار گرفت.
There is a vivid description of a fierce bayonet charge in the novel.
در رمان، شرحی زنده از حمله شدید با خنجر وجود دارد.
We taught soldiers to bayonet and to survive hand-to-hand combat.
ما به سربازان آموزش دادیم که با خنجر بجنگند و در نبرد تن به تن زنده بمانند.
Soldiers's bayonets flashed in the sunlight.
خنجرهای سربازان در نور خورشید میدرخشیدند.
A bayonet had been thrust through his belly.
خنجر از میان شکم او عبور کرده بود.
A bayonet blade is forged from the finest steel.
تیغه خنجر از بهترین فولاد ساخته شده است.
The soldiers were ordered to do bayonet practice.
به سربازان دستور داده شد که تمرین با خنجر انجام دهند.
The soldiers bayoneted their way out.
سربازان با استفاده از خنجر از آنجا خارج شدند.
There could be descried piles of guns, moving bayonets, and troops bivouacking.
میتوانستند انبوهی از تفنگها، خنجرهای در حال حرکت و سربازانی که در حال استقرار بودند را مشاهده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید