bayonet

[ایالات متحده]/'beɪənɪt/
[بریتانیا]/'beənət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیغه‌ای که ممکن است به لوله تفنگ متصل شود و برای ضربه زدن به حریف استفاده شود
vt. با چاقوی نظامی ضربه زدن یا فرو کردن
vi. با چاقوی نظامی ضربه زدن یا فرو کردن
Word Forms
جمعbayonets
صفت یا فعل حال استمراریbayoneting
زمان گذشتهbayonetted
شکل سوم شخص مفردbayonets
قسمت سوم فعلbayonetted

عبارات و ترکیب‌ها

attach a bayonet

نصب یک خنجر

fixed bayonet

خنجر ثابت

bayonet lug

زیرکوب خنجر

bayonet charge

حمله با خنجر

bayonet socket

سوکت خنجر

جملات نمونه

a bayonet's shrewd thrust.

ضربه حساب شدهٔ خنجر

bayonet the enemy into submission

دشمن را با خنجر به تسلیم وادار کنید

She was stabbed with a bayonet by the enemy.

او با خنجر توسط دشمن مورد اصابت قرار گرفت.

There is a vivid description of a fierce bayonet charge in the novel.

در رمان، شرحی زنده از حمله شدید با خنجر وجود دارد.

We taught soldiers to bayonet and to survive hand-to-hand combat.

ما به سربازان آموزش دادیم که با خنجر بجنگند و در نبرد تن به تن زنده بمانند.

Soldiers's bayonets flashed in the sunlight.

خنجرهای سربازان در نور خورشید می‌درخشیدند.

A bayonet had been thrust through his belly.

خنجر از میان شکم او عبور کرده بود.

A bayonet blade is forged from the finest steel.

تیغه خنجر از بهترین فولاد ساخته شده است.

The soldiers were ordered to do bayonet practice.

به سربازان دستور داده شد که تمرین با خنجر انجام دهند.

The soldiers bayoneted their way out.

سربازان با استفاده از خنجر از آنجا خارج شدند.

There could be descried piles of guns, moving bayonets, and troops bivouacking.

می‌توانستند انبوهی از تفنگ‌ها، خنجرهای در حال حرکت و سربازانی که در حال استقرار بودند را مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید