She loves to spend her weekends at beachy destinations.
او عاشق گذراندن آخر هفته های خود در مقاصد ساحلی است.
The beachy vibes of the coastal town attract many tourists.
فضای ساحلی شهر ساحلی بسیاری از گردشگران را جذب می کند.
I bought a beachy straw hat for my upcoming vacation.
من یک کلاه حصیری ساحلی برای تعطیلات آینده ام خریدم.
The beachy decor in the restaurant creates a relaxing atmosphere.
دکوراسیون ساحلی در رستوران فضایی آرامش بخش ایجاد می کند.
Her beachy waves looked effortlessly chic.
موهای ساحلی او به طرز غیر قابل تصوری شیک به نظر می رسید.
The beachy scent of coconut sunscreen filled the air.
بوی ساحلی کرم ضد آفتاب نارگیل هوا را پر کرد.
They enjoyed a beachy picnic by the shore.
آنها از یک پیک نیک ساحلی در کنار ساحل لذت بردند.
The beachy music playing in the background added to the tropical ambiance.
موسیقی ساحلی که در پس زمینه پخش می شد، به فضای استوایی کمک کرد.
She wore a beachy sundress for the summer party.
او یک پیراهن ساحلی برای مهمانی تابستان پوشید.
The beachy landscape was dotted with palm trees and white sand.
منظره ساحلی با درختان نخل و شن های سفید پوشیده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید