beadboard

[ایالات متحده]/ˈbiːdbɔːd/
[بریتانیا]/ˈbiːdbɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پانل چوبی ساخته شده از تخته‌های عمودی باریک با جزئیات گرد مرواردی بین آنها که برای دیوارها یا سقف‌ها استفاده می‌شود؛ (غلط ترجمه غیررسمی/آنلاین) bead board; به صورت آنلاین به عنوان "beadboard" تعبیر شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

beadboard paneling

ورقه‌بندی مهتابی

paint beadboard

نقاشی ورقه بندی مهتابی

install beadboard

نصب ورقه بندی مهتابی

remove beadboard

برداشتن ورقه بندی مهتابی

beadboard wainscoting

ورقه بندی مهتابی دیوار

beadboard ceiling

سقف ورقه بندی مهتابی

beadboard walls

دیوارهای ورقه بندی مهتابی

clean beadboard

تمیز کردن ورقه بندی مهتابی

replace beadboard

تعویض ورقه بندی مهتابی

beadboards installed

ورقه بندی مهتابی نصب شده

جملات نمونه

we installed beadboard wainscoting in the hallway to protect the walls.

ما پانل‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد) را در راهرو نصب کردیم تا از دیوارها محافظت کنیم.

the contractor added beadboard paneling around the breakfast nook for texture.

پیمانکار پانل‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد) را در اطراف فضای صبحانه برای ایجاد بافت اضافه کرد.

she painted the beadboard a crisp white to brighten the small bathroom.

او پانل‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد) را به رنگ سفید روشن نقاشی کرد تا حمام کوچک را روشن‌تر کند.

we replaced the damaged beadboard trim under the window sill.

ما قاب‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد) آسیب‌دیده را زیر لبه پنجره تعویض کردیم.

the kitchen island has a beadboard finish that matches the cabinets.

جزیره آشپزخانه دارای روکش تزئینی چوبی (بی‌بورد) است که با کابینت‌ها مطابقت دارد.

they covered the ceiling with beadboard to create a cottage look.

آنها سقف را با پانل‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد) پوشاندند تا ظاهری روستایی ایجاد کنند.

i ran a thin bead of caulk along the beadboard seams before painting.

من قبل از نقاشی، یک خط نازک از درزگیر را در امتداد درزهای پانل‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد) کشیدم.

the entryway feels warmer with beadboard walls and a simple bench.

ورودی با دیوارهای پانل‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد) و یک نیمکت ساده‌تر به نظر می‌رسد.

we installed beadboard backsplash panels behind the sink for easy cleaning.

ما پنل‌های پانک‌بورد backsplash را پشت سینک برای تمیز کردن آسان نصب کردیم.

the carpenter mitered the corners so the beadboard molding lined up neatly.

نجار گوشه‌ها را برش زاویه‌دار کرد تا پانل‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد) به طور مرتب در کنار هم قرار گیرند.

after sanding the beadboard, we applied a primer coat to seal it.

پس از سنباده زدن پانل‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد)، یک لایه پرایمر برای محافظت از آن استفاده کردیم.

the nursery has beadboard half-walls to handle scuffs and fingerprints.

اتاق کودک دارای دیوارهای نیمه پانل‌های تزئینی چوبی (بی‌بورد) است تا خراش‌ها و اثر انگشتان را تحمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید