beagling

[ایالات متحده]/ˈbiːɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbiːɡlɪŋ/

ترجمه

v. به طور سیستماتیک شکار کردن، با پیروی از یک مسیر مشخص (مانند یک بیگل).
n. عمل شکار کردن با بیگل‌ها.
Word Forms
جمعbeaglings

عبارات و ترکیب‌ها

go beagling

رفتن به بیگلینگ

beagling season

فصل بیگلینگ

beagle hounds beagling

سگ‌های بیگل در حال بیگلینگ

traditional beagling methods

روش‌های سنتی بیگلینگ

modern beagling techniques

تکنیک‌های مدرن بیگلینگ

جملات نمونه

beagling is a popular activity in the countryside.

به‌دنبال‌گرفتن سگ‌ها یک فعالیت محبوب در مناطق روستایی است.

many people enjoy beagling on weekends.

بسیاری از مردم از به‌دنبال‌گرفتن سگ‌ها در آخر هفته‌ها لذت می‌برند.

beagling requires a good understanding of hounds.

به‌دنبال‌گرفتن سگ‌ها نیاز به درک خوبی از سگ‌های شکارچی دارد.

she took her beagle beagling with friends.

او با دوستانش سگ بیگل خود را به دنبال‌گرفتن سگ‌ها برد.

beagling can be a fun way to exercise your dog.

به‌دنبال‌گرفتن سگ‌ها می‌تواند راه سرگرم‌کننده‌ای برای ورزش دادن سگ شما باشد.

they organized a beagling event for local enthusiasts.

آنها یک رویداد به‌دنبال‌گرفتن سگ‌ها را برای علاقه‌مندان محلی سازماندهی کردند.

beagling teaches teamwork and communication among participants.

به‌دنبال‌گرفتن سگ‌ها همکاری و ارتباط را در بین شرکت‌کنندگان آموزش می‌دهد.

he learned the rules of beagling before joining the group.

او قوانین به‌دنبال‌گرفتن سگ‌ها را قبل از پیوستن به گروه یاد گرفت.

beagling is not just about hunting; it's also about enjoying nature.

به‌دنبال‌گرفتن سگ‌ها فقط در مورد شکار نیست؛ بلکه در مورد لذت بردن از طبیعت نیز هست.

many beagling clubs offer training sessions for beginners.

بسیاری از باشگاه‌های به‌دنبال‌گرفتن سگ‌ها جلسات آموزشی برای مبتدیان ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید