beakless

[ایالات متحده]/ˈbiːkləs/
[بریتانیا]/ˈbɪkləs/

ترجمه

adj. فاقد منقاری

عبارات و ترکیب‌ها

beakless bird

پرنده بدون منقار

beakless infant

نوزاد بدون منقار

a beakless creature

یک موجود بدون منقار

the beakless wonder

معجزه ای بدون منقار

beakless duckling

جوجه اردک بدون منقار

a beakless parrot

طوطوی بدون منقار

beakless pigeon

کبوتر بدون منقار

the beakless sculpture

مجسمه ای بدون منقار

a beakless statue

مجسمه ای بدون منقار

جملات نمونه

the beakless bird struggled to find food.

پرنده ای بدون منقار برای یافتن غذا تلاش کرد.

beakless creatures often face survival challenges.

موجودات بدون منقار اغلب با چالش های بقا روبرو هستند.

scientists are studying the effects of being beakless.

دانشمندان در حال بررسی اثرات بی‌منقاری هستند.

the beakless parrot was a rare sight.

طوطی بدون منقار یک منظره نادر بود.

beakless animals can adapt in various ways.

حیوانات بدون منقار می‌توانند به روش‌های مختلف سازگار شوند.

many beakless species are endangered.

بسیاری از گونه های بدون منقار در معرض خطر قرار دارند.

a beakless chick was rescued by the wildlife center.

جوجه ای بدون منقار توسط مرکز حیات وحش نجات یافت.

some beakless birds can still communicate effectively.

برخی از پرندگان بدون منقار هنوز هم می‌توانند به طور موثر ارتباط برقرار کنند.

the beakless condition can be caused by genetic mutations.

شرایط بدون منقار می تواند ناشی از جهش های ژنتیکی باشد.

observing beakless animals helps researchers understand evolution.

مشاهده حیوانات بدون منقار به محققان کمک می کند تا تکامل را درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید