beaks

[US]/biːks/
[UK]/biːks/
Frequency: Very High

Translation

n. جمع من منقار; دهان نوک تیز یک پرنده که برای خوردن، نوک زدن و سایر اعمال استفاده می‌شود; بینی تیز یا خمیده، به ویژه بر روی عقاب یا باز; بینی نوک تیز; بینی یک شخص که بلند و نازک است; شخصی قدرتمند یا تاثیرگذار که دیگران را کنترل می‌کند، اغلب به شیوه‌ای ناعادلانه

Example Sentences

birds use their beaks to find food.

پرندگان از نوک خود برای یافتن غذا استفاده می‌کنند.

the beaks of different species vary in size and shape.

نوک‌های گونه‌های مختلف در اندازه و شکل متفاوت هستند.

some birds have long, slender beaks for probing flowers.

برخی از پرندگان نوک‌های بلند و باریک برای بررسی گل‌ها دارند.

beaks can be strong tools for cracking seeds.

نوک‌ها می‌توانند ابزاری قوی برای شکستن دانه‌ها باشند.

many birds use their beaks to build nests.

بسیاری از پرندگان از نوک خود برای ساخت لانه‌ها استفاده می‌کنند.

the shape of a bird's beak can indicate its diet.

شکل نوک یک پرنده می‌تواند نشان‌دهنده رژیم غذایی آن باشد.

beaks are essential for a bird's survival in the wild.

نوک‌ها برای بقای یک پرنده در طبیعت ضروری هستند.

some birds have brightly colored beaks to attract mates.

برخی از پرندگان نوک‌های رنگارنگ برای جذب جفت دارند.

beaks can also serve as a defense mechanism against predators.

نوک‌ها همچنین می‌توانند به عنوان یک مکانیسم دفاعی در برابر شکارچیان عمل کنند.

a bird's beak is often a reflection of its environment.

نوک یک پرنده اغلب بازتابی از محیط آن است.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now