snouts in
بینی در
snouts out
بینی خارج
snouts down
بینی پایین
snouts up
بینی بالا
snouts around
بینی اطراف
snouts pointed
بینی اشاره شده
snouts buried
بینی دفن شده
snouts in trouble
بینی در مشکل
snouts at play
بینی در حال بازی
snouts on alert
بینی در حالت هوشیاری
the pigs used their snouts to dig in the dirt.
خوکها از پوزه خود برای کندن در خاک استفاده کردند.
dogs often sniff around with their snouts.
سگها اغلب با پوزههای خود در اطراف بو میکشند.
she gently patted the dog on its snout.
او به آرامی سگ را روی پوزه اش نوازش کرد.
the elephant's snout is very sensitive.
پوزه فیل بسیار حساس است.
snouts are important for animals to explore their environment.
پوزهها برای حیوانات برای کاوش در محیط اطراف خود مهم هستند.
the baby piglet nuzzled its snout against its mother's side.
جوزهی خوک کوچک پوزه خود را به پهلو مادرش مالید.
some fish have long snouts to help them catch prey.
برخی از ماهیها پوزههای بلندی دارند تا به آنها در گرفتن طعمه کمک کند.
the snouts of certain animals are adapted for their feeding habits.
پوزههای برخی از حیوانات برای عادات غذایی آنها سازگار شده است.
he laughed as the dog playfully nudged him with its snout.
او خندید وقتی سگ به بازیگوشی با پوزه خود به او ضربه زد.
farmers often examine the snouts of their livestock for health issues.
کشاورزان اغلب پوزههای دام خود را برای مشکلات سلامتی بررسی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید