bearlike in appearance
ظاهر خرس مانند
bearlike strength
قدرت خرس مانند
a bearlike figure
چهره خرس مانند
bearlike gait
راه رفتن خرس مانند
bearlike growl
غرغر خرس مانند
a bearlike hug
حس خرس مانند
bearlike indifference
بی تفاوتی خرس مانند
bearlike resilience
تحمل خرس مانند
bearlike tenacity
استقامت خرس مانند
the bearlike creature lumbered through the forest.
آن موجود خرس مانند با گامهای سنگین از میان جنگل عبور کرد.
his bearlike strength helped him lift heavy objects easily.
قدرت خرس مانند او به او کمک کرد تا اجسام سنگین را به راحتی بلند کند.
she had a bearlike appearance with her thick fur coat.
او با پوشش خز ضخیمش، ظاهری مانند خرس داشت.
the bearlike figure in the distance caught our attention.
تصویر خرس مانند در دوردست توجه ما را جلب کرد.
his bearlike demeanor made him a natural protector.
رفتار خرس مانند او باعث شد تا به طور طبیعی از دیگران محافظت کند.
they described the bearlike man as gentle and kind.
آنها مرد خرس مانند را مهربان و دلسوز توصیف کردند.
the bearlike animal was surprisingly agile for its size.
حیوان خرس مانند با توجه به اندازه اش به طرز شگفت انگیزی چابک بود.
his bearlike hug made everyone feel safe.
حس خرس مانند او باعث شد همه احساس امنیت کنند.
we watched the bearlike figure climb the mountain effortlessly.
ما شاهد بودیم که آن تصویر خرس مانند به راحتی به بالای کوه صعود می کند.
her bearlike personality made her popular among friends.
شخصیت خرس مانند او باعث محبوبیت او در بین دوستان شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید