beaumonts

[ایالات متحده]/ˈbiːmɒnts/
[بریتانیا]/bee-monts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بومون; بومون، تگزاس

جملات نمونه

the beaumonts are known for their hospitality.

خانواده Beaumont به خاطر مهمان‌نوازی‌شان معروف هستند.

the beaumonts hosted a grand dinner last night.

خانواده Beaumont شب گذشته یک شام بزرگ برگزار کردند.

everyone was invited to the beaumonts' annual party.

همه به مهمانی سالانه خانواده Beaumont دعوت شده بودند.

the beaumonts have a beautiful garden.

خانواده Beaumont یک باغ زیبا دارند.

many people admire the beaumonts' art collection.

بسیاری از مردم مجموعه هنری خانواده Beaumont را تحسین می‌کنند.

the beaumonts are planning a charity event this summer.

خانواده Beaumont در حال برنامه‌ریزی برای یک رویداد خیریه در این تابستان هستند.

the beaumonts' estate is located in the countryside.

املاک خانواده Beaumont در حومه شهر واقع شده است.

everyone loves the beaumonts for their generosity.

همه مردم خانواده Beaumont را به خاطر سخاوتشان دوست دارند.

the beaumonts have a reputation for excellence.

خانواده Beaumont به خاطر برتری خود شهرت دارند.

the beaumonts often travel to europe for vacations.

خانواده Beaumont اغلب برای تعطیلات به اروپا سفر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید