beauts

[ایالات متحده]/bjuːts/
[بریتانیا]/bewts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزها یا افراد زیبا (جمع beaut).

جملات نمونه

she always wears beauts that catch everyone's attention.

او همیشه لباس‌هایی به تن می‌کند که توجه همه را جلب می‌کند.

those beauts in the garden are blooming beautifully.

آن زیبایی‌ها در باغ به زیبایی شکوفا می‌شوند.

he has a collection of beauts from various artists.

او مجموعه‌ای از آثار هنری از هنرمندان مختلف دارد.

she painted her room with beauts of blue and green.

او اتاق خود را با رنگ‌های آبی و سبز رنگ آمیزی کرد.

those beauts on the shelf are my favorite decorations.

آن زیبایی‌ها روی قفسه، دکور مورد علاقه من هستند.

the beauts in the sunset were breathtaking.

آن زیبایی‌ها در غروب خورشید نفس‌گیر بودند.

she has a knack for finding beauts in thrift stores.

او استعداد پیدا کردن زیبایی‌ها در مغازه‌های دست دوم را دارد.

those beauts are perfect for the upcoming event.

آن زیبایی‌ها برای رویداد آینده عالی هستند.

he captured the beauts of nature in his photographs.

او زیبایی‌های طبیعت را در عکس‌های خود به تصویر کشید.

every beaut in her garden tells a story.

هر زیبایی در باغ او داستانی را بیان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید