beaver

[ایالات متحده]/'biːvə/
[بریتانیا]/'bivɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جوندۀ آبی بزرگ با پشمی ضخیم و دمی پهن و صاف، که به خاطر سخت‌کوشی و ساخت سدها شناخته شده است
vi. سخت و با دقت کار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

beaver dam

سد بیزون

beaver lodge

کلبه بیزون

beaver tail

دم بیزون

beaver habitat

زیستگاه بیزون

eager beaver

بیزون مشتاق

جملات نمونه

beaver fur; a beaver hat.

موهای سمور؛ یک کلاه سموری

We watch him beavering away at his painting.

ما می‌بینیم که او با پشتکار مشغول نقاشی خود است.

Bridget beavered away to keep things running smoothly.

بریجت با پشتکار کار کرد تا همه چیز به خوبی پیش برود.

She’s been beavering away at her homework for hours.

او ساعت‌ها با پشتکار مشغول انجام تکالیفش بوده است.

Ask young Harry to do it—he’s still an eager beaver and wants to impress by his willingness.

از هری جوان بخواهید این کار را انجام دهد - او هنوز هم یک سمور مشتاق است و می‌خواهد با تمایل خود تحت تاثیر قرار دهد.

Giardiasis (also known as beaver fever) is a disease caused by the flagellate protozoan Giardia lamblia (also Giardia intestinalis).

ژیاردیازیس (که به عنوان تب سمور نیز شناخته می‌شود) یک بیماری است که توسط انگل پروتوزوایی تک‌پرچم‌دار ژیاردیا لمبیا (همچنین ژیاردیا انتستینالیس) ایجاد می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید