dam

[ایالات متحده]/dæm/
[بریتانیا]/dæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سدی که برای نگه داشتن آب و بالا بردن سطح آن ساخته شده است و ذخیره‌گاه تشکیل می‌دهد
vt. برای ساختن سدی به منظور نگه داشتن آب؛ مسدود کردن؛ محدود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overflowing dam

سرازیر شدن سد

dam construction

ساخت سد

dam maintenance

نگهداری سد

dam reservoir

حوزه آبگیری سد

dam safety

ایمنی سد

dam failure

خرابی سد

dam removal

برداشتن سد

arch dam

سد قوسی

dam body

بدنه سد

dam foundation

پایه‌ سد

gravity dam

سد گرانشی

three gorges dam

سد سه دره

concrete dam

سد بتنی

earth dam

سد خاکی

tailing dam

سد ذوب

aswan dam

سد آسوآن

gorge dam

سد دره

hoover dam

سد هوور

overflow dam

سد سرریز

check dam

سد کم‌ارتفاع

aswan high dam

سد آسوآن

the high dam

سد بلند

dam crest

تاج سد

dam up

پر کردن سد

جملات نمونه

work on the dam was suspended.

کار ساخت سد متوقف شد.

the dam will upset the ecological balance.

سد تعادل اکولوژیکی را بر هم خواهد زد.

to dam up one's anger

خشم خود را فرو نشاندن

The dam took the heavy flood waters.

سد آب سیلاب سنگین را گرفت.

The dam burst under the weight of water.

سد در اثر فشار آب منفجر شد.

It's hard to dam up one's feelings.

فرو نشاندن احساسات خود دشوار است.

the dam project was originally conceived in 1977.

طرح سد در اصل در سال 1977 مطرح شد.

the dam burst, flooding a small town.

سد منفجر شد و یک شهر کوچک را غرق کرد.

an irrigation scheme with dams, reservoirs, and channels.

یک طرح آبیاری با سدها، مخازن و کانال‌ها.

A new dam is now being built at the valley.

یک سد جدید در حال حاضر در دره در حال ساخت است.

The new dam will form a large artificial lake behind it.

سد جدید یک دریاچه مصنوعی بزرگ در پشت خود ایجاد خواهد کرد.

The Aswan Dam helps to control the River Nile in Egypt.

سد آسوان به کنترل رود نیل در مصر کمک می کند.

The villagers went at building a dam with a will.

روستاییان با اراده به ساخت سد پرداختند.

The building of the dam is going forward without any trouble.

ساخت سد بدون هیچ مشکلی در حال پیشرفت است.

The new dam is a major construction project, funded by the government.

سد جدید یک پروژه ساختمانی بزرگ است که توسط دولت تأمین مالی می شود.

The dam held the floodwaters. Thieves held the stolen painting for ransom.

سد آب سیلاب را نگه داشت. دزدان نقاشی دزدیده شده را برای باج گرفتن نگه داشتند.

some questioned the wisdom of building the dam so close to an active volcano.

برخی از خردمندی ساختن سد در نزدیکی یک آتشفشان فعال سؤال کردند.

The labouring people tried their best to dam the river.

مردم سخت کوش تلاش خود را برای سد کردن رودخانه انجام دادند.

The girl lost her boyfriend, she couldn't dam her feeling.

دختر دوست پسرش را از دست داد، او نمی توانست احساسات خود را کنترل کند.

نمونه‌های واقعی

In Cambodia, we already have a dam.

ما در کامبوجیا از قبل یک سد داریم.

منبع: VOA Special December 2017 Collection

Skipper! Alex wants to take out the dam.

کاپیتان! الکس می‌خواهد سد را خارج کند.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

There are two stages to building the dam.

دو مرحله برای ساخت سد وجود دارد.

منبع: America The Story of Us

Strong waves have damaged a dam in Guangdong province.

امواج قوی باعث آسیب به سدی در استان گوانگدونگ شده‌اند.

منبع: CCTV Observations

Ukrainian officials claim Russian forces blew up the dam.

مقامات اوکراینی ادعا می‌کنند نیروهای روسیه سد را منفجر کرده‌اند.

منبع: VOA Special June 2023 Collection

There are over 3,000 dams in the state of Connecticut.

بیش از 3000 سد در ایالت کانکتیکت وجود دارد.

منبع: TED Talks (Audio Version) December 2015 Collection

Russia controls the dam and claims Ukrainian forces damaged it.

روسیه کنترل سد را در دست دارد و ادعا می‌کند نیروهای اوکراینی آن را آسیب زده‌اند.

منبع: AP Listening June 2023 Collection

In Nepal, thousands are homeless after a river was damed by a landslide.

در نپال، پس از مسدود شدن یک رودخانه توسط رانش زمین، هزاران نفر بی‌خانمان شده‌اند.

منبع: AP Listening Collection July 2015

The dam's director told the AP that the dam was built in 1961.

مدیر سد به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که سد در سال 1961 ساخته شده است.

منبع: VOA Special November 2017 Collection

Most environmentalists are critical of building a dam in that area.

اکثر فعالان محیط زیست به شدت با ساخت سدی در آن منطقه مخالفند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید