bedchambers

[ایالات متحده]/ˈbedˌtʃæmbərz/
[بریتانیا]/ˈbɛdˌtʃæmbərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق خواب جمع؛ (از یک پادشاه) اتاق‌دار

جملات نمونه

the bedchambers were elegantly decorated with vintage furniture.

اتاق‌های خواب به زیبایی با مبلمان قدیمی تزئین شده بودند.

she spent hours arranging the bedchambers for the guests.

او ساعت‌ها وقت صرف چیدمان اتاق‌های خواب برای مهمانان کرد.

the bedchambers in the castle were known for their luxurious design.

اتاق‌های خواب در قلعه به خاطر طراحی مجلل خود مشهور بودند.

he retreated to his bedchambers to find some peace and quiet.

او برای یافتن آرامش و سکوت به اتاق‌های خواب خود پناه برد.

they decided to renovate the old bedchambers to modern standards.

آنها تصمیم گرفتند اتاق‌های خواب قدیمی را مطابق با استانداردهای مدرن بازسازی کنند.

the bedchambers were filled with the scent of fresh flowers.

اتاق‌های خواب با عطر گل‌های تازه پر شده بودند.

after a long day, he collapsed into his bedchambers.

بعد از یک روز طولانی، او در اتاق‌های خواب خود از پا افتاد.

she loved to read in the comfort of her bedchambers.

او عاشق خواندن در آرامش اتاق‌های خواب خود بود.

the bedchambers were a sanctuary away from the bustling city.

اتاق‌های خواب پناهگاهی دور از شهر پرجنب‌وجوش بودند.

they hosted a small gathering in the lavish bedchambers.

آنها یک جمع کوچک را در اتاق‌های خواب مجلل برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید