bedded in
درون جا شده
bedded down
در حالت استراحت
bedded plants
گیاهان کاشته شده
bedded rock
سنگ بستر
bedded deposit
رسوب بستر
bedded structure
ساختار بستر
the children were bedded in the attic.
کودکان در زیر شیروانی خوابانده شدند.
thinly bedded carbonate mudstones.
لایههای رسوبی کربناته نازک.
I bedded out these house plants.
من این گیاهان خانه را در بیرون خواباندم.
the posts should be firmly bedded in concrete.
ستون ها باید به طور محکم در بتن خوابانده شوند.
a 34-bedded acute medical ward.
بخش مراقبت های پزشکی حاد با 34 تخت.
flat-bedded and very highly fissile shale.
شیست تختخواب و بسیار بسیار شکافدار.
She bedded the children down without much trouble.
او بدون زحمت زیاد کودکان را خواباند.
Stones are bedded in cement.
سنگ ها در سیمان خوابانده شده اند.
We bedded our guests down in the study.
ما مهمانان خود را در اتاق مطالعه خواباندیم.
he usually bedded down on newspapers in the church porch.
او معمولاً روی روزنامه ها در طاقچه کلیسا می خوابید.
Subaqueous volcanic rocks mainly comprise glassy lava, crystal vitric bedded/sedimentary tuff, bentonite/illite/montmorillonire/zealite.
صخره های آتشفشانی زیرآبادی عمدتاً از گدازه شیشه ای، توف سنگ کریستالی/رسوبی خوابیده، بنتونیت/ایلایت/مونت مورلونیت/زیولیت تشکیل شده اند.
bedded in
درون جا شده
bedded down
در حالت استراحت
bedded plants
گیاهان کاشته شده
bedded rock
سنگ بستر
bedded deposit
رسوب بستر
bedded structure
ساختار بستر
the children were bedded in the attic.
کودکان در زیر شیروانی خوابانده شدند.
thinly bedded carbonate mudstones.
لایههای رسوبی کربناته نازک.
I bedded out these house plants.
من این گیاهان خانه را در بیرون خواباندم.
the posts should be firmly bedded in concrete.
ستون ها باید به طور محکم در بتن خوابانده شوند.
a 34-bedded acute medical ward.
بخش مراقبت های پزشکی حاد با 34 تخت.
flat-bedded and very highly fissile shale.
شیست تختخواب و بسیار بسیار شکافدار.
She bedded the children down without much trouble.
او بدون زحمت زیاد کودکان را خواباند.
Stones are bedded in cement.
سنگ ها در سیمان خوابانده شده اند.
We bedded our guests down in the study.
ما مهمانان خود را در اتاق مطالعه خواباندیم.
he usually bedded down on newspapers in the church porch.
او معمولاً روی روزنامه ها در طاقچه کلیسا می خوابید.
Subaqueous volcanic rocks mainly comprise glassy lava, crystal vitric bedded/sedimentary tuff, bentonite/illite/montmorillonire/zealite.
صخره های آتشفشانی زیرآبادی عمدتاً از گدازه شیشه ای، توف سنگ کریستالی/رسوبی خوابیده، بنتونیت/ایلایت/مونت مورلونیت/زیولیت تشکیل شده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید