bedew the grass
در میان علفها
a bedew morning
صبحگاهی با طراوت
bedew with raindrops
مرطوب با قطرات باران
bedew the leaves
بر روی برگها
bedew the branches
بر روی شاخهها
a bedew tapestry
تابلو فرش با طراوت
bedew the landscape
در میان منظره
the morning dew will bedew the grass.
شبنم صبح بر روی چمنها نشسته است.
flowers bedewed with rain look fresh.
گلهای پوشیده از شبنم، با طراوت به نظر میرسند.
he watched the sun rise and bedew the valley.
او طلوع خورشید را تماشا کرد و دره را با شبنم پوشاند.
she loves to bedew her plants every morning.
او عاشق این است که هر روز صبح گیاهان خود را با شبنم آغشته کند.
the cool breeze bedewed his face.
نسیم خنک صورت او را با شبنم آغشته کرد.
they walked through the field, bedewed with mist.
آنها از میان مزرعهای که با مه پوشیده شده بود عبور کردند.
let the rain bedew the dry soil.
اجازه دهید باران خاک خشک را با شبنم آغشته کند.
the artist painted a scene of flowers bedewed with morning light.
هنرمند صحنهای از گلهای آغشته به نور صبح را نقاشی کرد.
as night fell, the leaves were bedewed with moisture.
با غروب شب، برگها با رطوبت آغشته شدند.
the garden was bedewed with dew drops at dawn.
باطل در سحر، باغ با قطرات شبنم پوشیده شده بود.
bedew the grass
در میان علفها
a bedew morning
صبحگاهی با طراوت
bedew with raindrops
مرطوب با قطرات باران
bedew the leaves
بر روی برگها
bedew the branches
بر روی شاخهها
a bedew tapestry
تابلو فرش با طراوت
bedew the landscape
در میان منظره
the morning dew will bedew the grass.
شبنم صبح بر روی چمنها نشسته است.
flowers bedewed with rain look fresh.
گلهای پوشیده از شبنم، با طراوت به نظر میرسند.
he watched the sun rise and bedew the valley.
او طلوع خورشید را تماشا کرد و دره را با شبنم پوشاند.
she loves to bedew her plants every morning.
او عاشق این است که هر روز صبح گیاهان خود را با شبنم آغشته کند.
the cool breeze bedewed his face.
نسیم خنک صورت او را با شبنم آغشته کرد.
they walked through the field, bedewed with mist.
آنها از میان مزرعهای که با مه پوشیده شده بود عبور کردند.
let the rain bedew the dry soil.
اجازه دهید باران خاک خشک را با شبنم آغشته کند.
the artist painted a scene of flowers bedewed with morning light.
هنرمند صحنهای از گلهای آغشته به نور صبح را نقاشی کرد.
as night fell, the leaves were bedewed with moisture.
با غروب شب، برگها با رطوبت آغشته شدند.
the garden was bedewed with dew drops at dawn.
باطل در سحر، باغ با قطرات شبنم پوشیده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید