bedsteads

[ایالات متحده]/ˈbɛdstɛdz/
[بریتانیا]/ˈbɛdstɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چهارچوب تخت، فریم یک تخت

عبارات و ترکیب‌ها

bedsteads for sale

فروش تختخواب

antique bedsteads

تختخواب‌های قدیمی

metal bedsteads

تختخواب‌های فلزی

wooden bedsteads

تختخواب‌های چوبی

bedsteads with storage

تختخواب با فضای ذخیره‌سازی

assembling bedsteads

مونتاژ تختخواب

repairing bedsteads

تعمیر تختخواب

bedsteads and mattresses

تختخواب و تشک

جملات نمونه

they decided to buy new bedsteads for their guest room.

آنها تصمیم گرفتند تختخواب‌های جدیدی برای اتاق مهمانشان بخرند.

the antique shop had a variety of beautiful bedsteads.

فروشگاه عتیقه‌فروشی انواع تختخواب‌های زیبا را داشت.

she prefers wooden bedsteads over metal ones.

او ترجیح می‌دهد تختخواب‌های چوبی را به تختخواب‌های فلزی.

bedsteads can significantly affect the overall decor of a bedroom.

تختخواب‌ها می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر دکوراسیون کلی یک اتاق خواب داشته باشند.

he spent the weekend assembling the new bedsteads.

او آخر هفته را به مونتاژ تختخواب‌های جدید گذراند.

many modern bedsteads come with built-in storage.

بسیاری از تختخواب‌های مدرن با فضای ذخیره‌سازی داخلی عرضه می‌شوند.

choosing the right bedsteads can enhance your sleeping experience.

انتخاب تختخواب مناسب می‌تواند تجربه خواب شما را بهبود بخشد.

they painted their old bedsteads to match the new color scheme.

آنها تختخواب‌های قدیمی خود را با رنگ جدید تطبیق دادند.

the store offers a wide range of bedsteads in different styles.

فروشگاه طیف گسترده‌ای از تختخواب‌ها را در طرح‌های مختلف ارائه می‌دهد.

she found a pair of matching bedsteads for her twin beds.

او یک جفت تختخواب متناسب برای تخت‌های دوقلوی خود پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید