beeper

[ایالات متحده]/ˈbiːpə(r)/
[بریتانیا]/ˈbiːpər/

ترجمه

n. دستگاهی که صدای بوق تولید می‌کند؛ کنترل از راه دور موشک

عبارات و ترکیب‌ها

car beeper

بیپ ماشین

beeper sound

صدای بیپر

set the beeper

بیپر را تنظیم کنید

hearing beeper

شنیدن صدای بیپر

old beeper

بیپر قدیمی

beeper went

بیپر رفت

wrist beeper

بیپر مچی

pocket beeper

بیپر جیبی

beeper alarm

آلارم بیپر

find beeper

بیپر را پیدا کن

جملات نمونه

the car's beeper alerted us to an obstacle in the driveway.

بیپِر ماشین به ما هشدار داد که در مسیر ورودی یک مانع وجود دارد.

he installed a beeper on his keychain so he wouldn't lose it.

او یک بیپر روی قاب کلید خود نصب کرد تا آن را گم نکند.

the security system's beeper sounded when the window was opened.

بیپر سیستم امنیتی هنگامی که پنجره باز شد، به صدا درآمد.

the beeper on the microwave went off when the food was ready.

بیپر مایکروویو هنگامی که غذا آماده شد، به صدا درآمد.

we relied on the beeper to signal when the coffee was brewing.

ما به بیپر اعتماد کردیم تا زمانی که قهوه در حال دم کشیدن بود، به ما اطلاع دهد.

the beeper's shrill sound startled the sleeping cat.

صدای گوش‌خراش بیپر گربه در حال خواب را بترساند.

she adjusted the beeper's volume to a more comfortable level.

او صدای بیپر را به سطح راحت‌تری تنظیم کرد.

the beeper's battery died, so we couldn't find our dog.

باتری بیپر تمام شد، بنابراین نمی‌توانستیم سگ خود را پیدا کنیم.

he replaced the old beeper with a newer, more reliable model.

او بیپر قدیمی را با یک مدل جدیدتر و مطمئن‌تر جایگزین کرد.

the beeper's signal helped us locate the missing package.

سیگنال بیپر به ما کمک کرد تا بسته گم‌شده را پیدا کنیم.

the beeper's insistent tone annoyed everyone in the office.

صدای اصرارآمیز بیپر همه را در دفتر آزار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید