befouling

[ایالات متحده]/bɪˈfaʊlɪŋ/
[بریتانیا]/biˈfouliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کثیف یا ناخوشایند کردن چیزی؛ باعث فساد اخلاقی شدن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

befouling the environment

آلوده کردن محیط زیست

befouling public property

آلوده کردن اموال عمومی

befouling one's reputation

آلوده کردن شهرت

جملات نمونه

the factory was accused of befouling the local river.

کارخانه به آلوده کردن رودخانه محلی متهم شد.

his careless actions were befouling the pristine environment.

اقدامات بی‌احتیاطی او باعث آلودگی محیط‌زیست دست‌نخورده می‌شد.

we must take steps to prevent befouling our air quality.

ما باید اقداماتی برای جلوگیری از آلودگی کیفیت هوای خود انجام دهیم.

the oil spill is befouling the coastline.

نشت نفت در حال آلوده کردن خط ساحلی است.

they were fined for befouling public spaces.

آنها به دلیل آلوده کردن فضاهای عمومی جریمه شدند.

efforts are underway to stop industries from befouling the landscape.

تلاش‌هایی برای جلوگیری از آلوده کردن مناظر توسط صنایع در حال انجام است.

animals are affected by humans befouling their habitats.

حیوانات تحت تأثیر آلوده کردن زیستگاه‌های خود توسط انسان‌ها قرار دارند.

community clean-up days help combat befouling our neighborhoods.

روزهای پاک‌سازی جامعه به مقابله با آلودگی محله‌های ما کمک می‌کنند.

legislation is needed to address the issue of befouling waterways.

برای رسیدگی به مسئله آلودگی آبراه‌ها به قانون‌گذاری نیاز است.

we should educate people about the dangers of befouling nature.

ما باید مردم را در مورد خطرات آلوده کردن طبیعت آموزش دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید