beheld with wonder
با حیرت نگریستن
beheld a tiny figure in the distance.
در دوردستها، شخصیتی کوچک را دید.
His eyes had never beheld such opulence.
چشمان او هرگز چنین شکوهی را ندیده بودند.
We beheld a beautiful vista before us.See Synonyms at see 1
ما یک منظره زیبا در مقابل خود داشتیم. به مترادفها در see 1 مراجعه کنید.
Mars occidental in Cancer not beheld of Saturn, Jupiter, Venus, or Sun, makes a good phlebotomist.
مریخ غربی در سرطان توسط زحل، مشتری، زهره یا خورشید دیده نشده است، یک فصد کننده خوب است.
Thereupon the Concourse on high addressed Me saying: ‘… Erelong shalt Thou behold with Thine own eyes what no Prophet hath beheld… Be patient, be patient.
در آن هنگام، همایش عالی خطاب به من گفت: «… به زودی با چشمان خود آنچه را که هیچ پیغمبری ندیده است، خواهی دید… صبور باش، صبور باش.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید