belabours

[ایالات متحده]/bɪˈleibərz/
[بریتانیا]/bəˈleɪbər/

ترجمه

v. به شدت ضربه زدن، کتک زدن

جملات نمونه

he belabours the point during every meeting.

او به طور مداوم این نکته را در هر جلسه مطرح می‌کند.

she tends to belabour her arguments in discussions.

او معمولاً استدلال‌های خود را در بحث‌ها طولانی می‌کند.

the teacher belabours the lesson until everyone understands.

معلم درس را تا زمانی که همه متوجه شوند، طولانی می‌کند.

he belabours the same issues without proposing solutions.

او همان مسائل را بدون ارائه راه حل مطرح می‌کند.

in his speech, he belabours the need for change.

در سخنرانی خود، او نیاز به تغییر را مطرح می‌کند.

she belabours every detail in her reports.

او تمام جزئیات را در گزارش‌های خود طولانی می‌کند.

the author belabours the themes throughout the novel.

نویسنده مضامین را در طول رمان طولانی می‌کند.

he belabours the topic until it becomes tedious.

او موضوع را تا زمانی که خسته کننده شود، مطرح می‌کند.

during the debate, she belabours her stance on the issue.

در طول بحث، او موضع خود را در مورد موضوع مطرح می‌کند.

he belabours the concept of teamwork in his lecture.

او مفهوم کار گروهی را در سخنرانی خود مطرح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید