Overwork is the ruination of his health.
اضرار سلامتی او ناشی از کار بیش از حد است.
I hope you’re not overworking that poor boy.
امیدوارم آن پسر فقیر را بیش از حد کار نکرانید.
was acclimatized by long hours to overwork;
به دلیل ساعات طولانی کار، به کار زیاد عادت کرده بود.
executives who are overworked and worried.
مدیرانی که بیش از حد کار میکنند و نگران هستند.
The doctor said I must cut overwork out.
دکتر گفت من باید کار بیش از حد را کنار بگذارم.
Anyone with a brain knows that overwork leads to decreased efficiency.
هر کسی که مغزی دارد میداند که کار بیش از حد منجر به کاهش بهرهوری میشود.
a white-haired pioneer, her face gaunt from overwork and worry.
یک پیشگام با موهای سفید، چهرهاش به دلیل فرسودگی و نگرانی لاغر و تحلیل رفته بود.
Her already debilitated constitution is being further weakened by overwork and smoking.
قواى جسمانى او که از قبل ضعیف بود، به دلیل اضافه کار و استعمال دخانیات بیشتر تضعیف شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید