bemiring the process
بررسی کردن روند
a bemired effort
تلاش آغشته
bemired in bureaucracy
درگیر بوروکراسی
a bemired project
یک پروژه آغشته
he began to bemire himself in the complexities of the project.
او شروع به غرق شدن در پیچیدگیهای پروژه کرد.
don't bemire your mind with unnecessary worries.
ذهن خود را با نگرانیهای غیرضروری آلوده نکنید.
she was bemired in a sea of paperwork.
او در دریایی از کاغذات غرق شده بود.
they tried to bemire the competition with false claims.
آنها سعی کردند با ادعاهای نادرست، رقابت را آلوده کنند.
the team was bemired in a lack of resources.
تیم در نبود منابع غرق شده بود.
his reputation began to bemire after the scandal.
شهرت او پس از رسوایی شروع به آلوده شدن کرد.
don't let negativity bemire your progress.
اجازه ندهید منفیگرایی پیشرفت شما را آلوده کند.
the project was bemired by constant delays.
این پروژه به دلیل تأخیرات مداوم آلوده شده بود.
she felt bemired by the expectations placed upon her.
او احساس میکرد که تحت تأثیر انتظاراتی که از او وجود داشت، آلوده شده است.
his thoughts began to bemire in confusion.
افکار او در سردرگمی آلوده شدند.
bemiring the process
بررسی کردن روند
a bemired effort
تلاش آغشته
bemired in bureaucracy
درگیر بوروکراسی
a bemired project
یک پروژه آغشته
he began to bemire himself in the complexities of the project.
او شروع به غرق شدن در پیچیدگیهای پروژه کرد.
don't bemire your mind with unnecessary worries.
ذهن خود را با نگرانیهای غیرضروری آلوده نکنید.
she was bemired in a sea of paperwork.
او در دریایی از کاغذات غرق شده بود.
they tried to bemire the competition with false claims.
آنها سعی کردند با ادعاهای نادرست، رقابت را آلوده کنند.
the team was bemired in a lack of resources.
تیم در نبود منابع غرق شده بود.
his reputation began to bemire after the scandal.
شهرت او پس از رسوایی شروع به آلوده شدن کرد.
don't let negativity bemire your progress.
اجازه ندهید منفیگرایی پیشرفت شما را آلوده کند.
the project was bemired by constant delays.
این پروژه به دلیل تأخیرات مداوم آلوده شده بود.
she felt bemired by the expectations placed upon her.
او احساس میکرد که تحت تأثیر انتظاراتی که از او وجود داشت، آلوده شده است.
his thoughts began to bemire in confusion.
افکار او در سردرگمی آلوده شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید