benefices

[ایالات متحده]/ˈbenɪfɪsɪz/
[بریتانیا]/ˌbɛnəˈfɪsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پاداش‌های مالی یا مادی که توسط یک مقام مذهبی دریافت می‌شود.; یک لطف یا برکت معنوی.

جملات نمونه

many companies offer various benefices to attract talented employees.

بسیاری از شرکت‌ها مزایای مختلفی را برای جذب کارمندان با استعداد ارائه می‌دهند.

the benefices of regular exercise include improved mental health.

مزایای ورزش منظم شامل بهبود سلامت روان است.

understanding the benefices of teamwork can enhance productivity.

درک مزایای کار تیمی می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد.

investing in education has long-term benefices for society.

سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش مزایای بلندمدتی برای جامعه دارد.

the benefices of volunteering extend beyond personal satisfaction.

مزایای داوطلبانه فراتر از رضایت شخصی است.

she explained the benefices of the new policy to the staff.

او مزایای سیاست جدید را برای کارکنان توضیح داد.

there are many benefices to adopting a sustainable lifestyle.

بسیاری از مزایا برای پذیرش یک سبک زندگی پایدار وجود دارد.

the benefices of a balanced diet are well-documented.

مزایای یک رژیم غذایی متعادل به خوبی مستند شده است.

employees appreciate the benefices of flexible working hours.

کارکنان از مزایای ساعات کاری انعطاف پذیر قدردانی می کنند.

understanding the benefices of mental health care is crucial.

درک مزایای مراقبت‌های بهداشتی روانی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید