benne

[ایالات متحده]/bɛn/
[بریتانیا]/ben/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانه‌ای خوراکی از یک گیاه (Sesamum indicum) بومی آفریقا و آسیا، که در پخت و پز و به عنوان منبع روغن استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعbennes

عبارات و ترکیب‌ها

benne seed oil

روغن تخمه بنه

benne plant cultivation

کشت گیاه بنه

benne flour benefits

فواید آرد بنه

جملات نمونه

she has a benne for music.

او علاقه زیادی به موسیقی دارد.

he has a benne for cooking.

او علاقه زیادی به آشپزی دارد.

they have a benne for solving puzzles.

آنها علاقه زیادی به حل معما دارند.

she has a benne for languages.

او علاقه زیادی به زبان دارد.

he has a benne for mathematics.

او علاقه زیادی به ریاضیات دارد.

she has a benne for painting.

او علاقه زیادی به نقاشی دارد.

he has a benne for writing.

او علاقه زیادی به نوشتن دارد.

they have a benne for sports.

آنها علاقه زیادی به ورزش دارند.

she has a benne for public speaking.

او علاقه زیادی به سخنرانی عمومی دارد.

he has a benne for teaching.

او علاقه زیادی به آموزش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید