benzedrine

[ایالات متحده]/ˈbɛnzədraɪn/
[بریتانیا]/ˈbɛndzəˌdraɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داروی آمفتامین، نام تجاری بنزدرین؛ آمفتامین (C9H13N)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

on benzedrine

مصرف بنزدرین

benzedrine rush

احساس سرخوشی ناشی از بنزدرین

benzedrine high

سرخوشی ناشی از بنزدرین

benzedrine abuse

سوء استفاده از بنزدرین

benzedrine addiction

اعتیاد به بنزدرین

benzedrine withdrawal

قطع ناگهانی بنزدرین

جملات نمونه

many people used to take benzedrine for its stimulating effects.

بسیاری از مردم به دلیل اثرات محرک آن، بنزدرین مصرف می کردند.

doctors prescribed benzedrine to help patients with narcolepsy.

پزشکان بنزدرین را برای کمک به بیماران مبتلا به نارکولی تجویز می کردند.

she felt a rush of energy after taking benzedrine.

او پس از مصرف بنزدرین، احساس طوفانی از انرژی کرد.

some athletes have used benzedrine to enhance their performance.

برخی از ورزشکاران از بنزدرین برای افزایش عملکرد خود استفاده کرده اند.

there were concerns about the side effects of benzedrine.

نگرانی هایی در مورد عوارض جانبی بنزدرین وجود داشت.

in the past, benzedrine was available over the counter.

در گذشته، بنزدرین به صورت بدون نسخه در دسترس بود.

she decided to stop taking benzedrine after experiencing insomnia.

او پس از تجربه بی خوابی تصمیم گرفت مصرف بنزدرین را قطع کند.

researchers are studying the long-term effects of benzedrine use.

محققان در حال بررسی اثرات بلند مدت مصرف بنزدرین هستند.

he used benzedrine to stay awake during night shifts.

او از بنزدرین برای بیدار ماندن در شیفت های شب استفاده می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید