bering

[ایالات متحده]/ˈbɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناوبر دانمارکی که دریای برینگ و تنگه برینگ را کشف کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

Bering Sea

دریای Bering

Bering Strait

تنگه Bering

bering strait

تنگه Bering

bering land bridge

پل زمینی Bering

bering sea

دریای Bering

beringia

Beringia

bering sea ice

یخ دریای Bering

جملات نمونه

bering strait is a significant geographical feature.

تنگه برینگ یک ویژگی جغرافیایی مهم است.

the bering sea is known for its rich marine life.

دریاچه برینگ به دلیل داشتن حیات دریایی غنی شناخته شده است.

many species migrate across the bering strait.

بسیاری از گونه ها از طریق تنگه برینگ مهاجرت می کنند.

explorers first crossed the bering strait centuries ago.

کاوشگران قرن ها پیش برای اولین بار از تنگه برینگ عبور کردند.

the bering sea has a unique ecosystem.

دریاچه برینگ دارای یک اکوسیستم منحصر به فرد است.

climate change is affecting the bering region.

تغییرات آب و هوایی بر منطقه برینگ تأثیر می گذارد.

fishing is a major industry in the bering sea.

صید ماهی یک صنعت بزرگ در دریاچه برینگ است.

the bering strait connects asia and north america.

تنگه برینگ آسیا و آمریکای شمالی را به هم متصل می کند.

wildlife in the bering region is diverse and abundant.

حیات وحش در منطقه برینگ متنوع و فراوان است.

the bering sea is important for global fisheries.

دریاچه برینگ برای صید ماهی جهانی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید