berrying

[ایالات متحده]/ˈbɛrɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɛr.iŋ/

ترجمه

v. عمل جمع آوری توت ها.
n. نوعی میوه، مانند انگور یا گوجه فرنگی.

عبارات و ترکیب‌ها

busy berrying

شغل مشغلی جمع آوری توت

berrying season

فصل جمع آوری توت

successful berrying

جمع آوری توت موفق

berrying for food

جمع آوری توت برای غذا

traditional berrying practices

روش های سنتی جمع آوری توت

learning about berrying

یادگیری در مورد جمع آوری توت

جملات نمونه

berrying is a fun activity for families in the summer.

چیدن توت‌ها یک فعالیت سرگرم‌کننده برای خانواده‌ها در تابستان است.

we spent the afternoon berrying in the local woods.

ما بعد از ظهر را به چیدن توت‌ها در جنگل‌های محلی گذراندیم.

berrying can be a great way to connect with nature.

چیدن توت‌ها می‌تواند راهی عالی برای ارتباط با طبیعت باشد.

she enjoys berrying with her friends on weekends.

او از چیدن توت‌ها با دوستانش در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

berrying often yields delicious fruits for desserts.

چیدن توت‌ها اغلب میوه‌های خوشمزه برای دسرها به دست می‌آورد.

he took his children berrying to teach them about foraging.

او بچه‌هایش را به چیدن توت‌ها برد تا به آنها در مورد جمع آوری غذا آموزش دهد.

berrying trips can be a wonderful bonding experience.

سفر‌های چیدن توت‌ها می‌توانند یک تجربه پیوند فوق‌العاده‌ای باشند.

after berrying, we made a pie with our fresh fruits.

بعد از چیدن توت‌ها، ما با میوه‌های تازه خود یک پای درست کردیم.

berrying is a seasonal activity that many people look forward to.

چیدن توت‌ها یک فعالیت فصلی است که بسیاری از مردم مشتاق آن هستند.

they found a hidden spot perfect for berrying.

آنها یک مکان پنهان عالی برای چیدن توت‌ها پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید