besieger

[ایالات متحده]/bi'si:dʒə/

ترجمه

n. محاصره کننده
شکل‌های واژه
جمعbesiegers
شکل سوم شخص مفردbesiegers

جملات نمونه

The besieger laid siege to the castle.

متجاوز محاصره قلعه را آغاز کرد.

The besieger demanded the surrender of the enemy forces.

متجاوز تسلیم نیروهای دشمن را خواستار شد.

The besieger cut off all supply routes to the city.

متجاوز تمام مسیرهای تدارکاتی به شهر را قطع کرد.

The besieger waited for reinforcements before launching the final attack.

متجاوز قبل از شروع حمله نهایی منتظر تقویت نیرو شد.

The besieger used catapults to launch projectiles into the fortress.

متجاوز از منجنیق‌ها برای پرتاب گلوله‌ها به قلعه استفاده کرد.

The besieger's army surrounded the town, trapping the inhabitants inside.

ارتش متجاوز شهر را محاصره کرد و ساکنان را در داخل به دام انداخت.

The besieger's forces were well-equipped and well-trained for the siege.

نیروهای متجاوز برای محاصره به خوبی مجهز و آموزش دیده بودند.

The besieger's strategy was to starve out the defenders by blocking supply lines.

استراتژی متجاوز این بود که با مسدود کردن خطوط تدارکاتی، مدافعان را گرسنه کنند.

The besieger's troops launched a surprise attack under the cover of darkness.

نیروهای متجاوز با پوشش تاریکی شب، یک حمله غافلگیرانه انجام دادند.

The besieger's army used battering rams to break down the castle gates.

ارتش متجاوز از چکش‌های ضربه‌ای برای شکستن دروازه‌های قلعه استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید