bespectacled

[ایالات متحده]/bɪ'spektək(ə)ld/
[بریتانیا]/bɪˈspɛktəkəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عینکی، معمولاً به کسی اشاره دارد که عینک می‌زند.

جملات نمونه

a bespectacled grandmother

یک مادربزرگ با عینک

He looks grey, owlish, bespectacled, and glum.

او خاکستری، شاپو دار، با عینک و گرفته به نظر می رسد.

radar devices beyond the comprehension of all but the bespectacled gentry who invented them.

دستگاه‌های رادار فراتر از درک همه، به جز اشراف با عینک که آنها را اختراع کردند.

Still, Gates's bespectacled nerdish visage is an integral part of Microsoft's image and his departure is symbolic, according to analysts.

با این حال، چهره با عینک و درون‌گرای گیتس بخش جدایی ناپذیر از تصویر مایکروسافت است و خروج او، طبق تحلیلگران، نمادین است.

The bespectacled librarian helped me find a book.

کتابدار با عینک به من کمک کرد تا کتابی پیدا کنم.

He is a bespectacled professor who teaches history.

او یک استاد با عینک است که تاریخ تدریس می کند.

The bespectacled man was reading a newspaper on the train.

مرد با عینک در قطار روزنامه می خواند.

She is a bespectacled scientist working on a new experiment.

او یک دانشمند با عینک است که روی یک آزمایش جدید کار می کند.

The bespectacled CEO gave a speech at the conference.

مدیر عامل با عینک در کنفرانس سخنرانی کرد.

I saw a bespectacled girl studying in the library.

من یک دختر با عینک را در کتابخانه دیدم که در حال مطالعه بود.

The bespectacled doctor examined my eyes.

پزشک با عینک چشمان من را معاینه کرد.

A group of bespectacled tourists visited the museum.

گروهی از گردشگران با عینک از موزه بازدید کردند.

The bespectacled artist painted a beautiful landscape.

هنرمند با عینک یک منظره زیبا نقاشی کرد.

The bespectacled receptionist greeted me with a smile.

منشی با عینک با لبخند به من خوشامد گفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید