spectacled

[ایالات متحده]/ˈspɛktəkl̩d/
[بریتانیا]/ˈspɛktɪkəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن عینک یا شبیه عینک؛ داشتن نشانه‌هایی شبیه عینک

عبارات و ترکیب‌ها

spectacled bear

خرس عینک‌دار

spectacled owl

بوف‌العین‌ها

spectacled porpoise

دلفین عینک‌دار

spectacled caiman

تمساح عینک‌دار

spectacled langur

لنگور عینک‌دار

spectacled frog

قورباغه عینک‌دار

spectacled petrel

چلغون عینک‌دار

spectacled gecko

لاک‌پشت‌خزنده عینک‌دار

spectacled cobra

افعی عینک‌دار

spectacled monkey

میمون عینک‌دار

جملات نمونه

the spectacled bear is native to the andes mountains.

خرس عینک‌دار بومی کوه‌های آند است.

she wore a pair of spectacled glasses that suited her style.

او یک جفت عینک عینک‌دار پوشید که با سبک او مطابقت داشت.

he is a spectacled professor known for his engaging lectures.

او یک استاد عینک‌دار است که به خاطر سخنرانی‌های جذابش شناخته شده است.

the spectacled caiman can often be found in freshwater habitats.

تمساح عینک‌دار اغلب در زیستگاه‌های آب شیرین یافت می‌شود.

she has a spectacled appearance that makes her look intellectual.

او ظاهری عینک‌دار دارد که باعث می‌شود باهوش به نظر برسد.

the documentary featured the life of the spectacled owl.

فیلم مستند به زندگی جغد عینک‌دار پرداخت.

he is often called the spectacled genius of our time.

او اغلب به عنوان نابغه عینک‌دار زمانه ما شناخته می‌شود.

many children find spectacled animals fascinating.

بسیاری از کودکان حیوانات عینک‌دار را جذاب می‌دانند.

the spectacled porpoise is a rare marine mammal.

دلفین عینک‌دار یک پستاندار دریایی نادر است.

her spectacled look gives her a scholarly vibe.

ظاهر عینک‌دار او حال و هوای علمی به او می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید