bestirred

[ایالات متحده]/bɪˈstɪrəd/
[بریتانیا]/bɛˈstɪrd/

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از bestir، به معنی بیدار کردن خود از عدم فعالیت؛ فعال‌تر یا پرانرژی‌تر کردن.

جملات نمونه

she was bestirred by the news of her promotion.

او با خبر ارتقای خود به وجد آمد.

the crowd was bestirred by the exciting performance.

هواداران با اجرای هیجان انگیز به وجد آمدند.

he felt bestirred to take action after the meeting.

او پس از جلسه احساس کرد که برای اقدام به وجد آمده است.

the unexpected event bestirred her curiosity.

واقعه غیرمنتظره کنجکاوی او را برانگیخت.

they were bestirred to join the protest for change.

آنها برای پیوستن به اعتراض برای تغییر به وجد آمدند.

the speech bestirred the audience to think critically.

سخنرانی باعث شد مخاطبان به طور انتقادی فکر کنند.

his words bestirred a sense of hope within her.

کلمات او حسی از امید را در وجود او برانگیخت.

the documentary bestirred public interest in environmental issues.

فیلم مستند توجه عموم را به مسائل زیست محیطی جلب کرد.

after reading the book, she was bestirred to write her own story.

پس از خواندن کتاب، او به نوشتن داستان خود ترغیب شد.

the teacher's enthusiasm bestirred the students to participate actively.

اشتیاق معلم باعث شد دانش آموزان به طور فعالانه شرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید