bestrides

[ایالات متحده]/ˈbɛstrɪdz/
[بریتانیا]/ˈbɛstridz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر روی چیزی نشستن یا سوار شدن; بر چیزی تسلط داشتن

جملات نمونه

the horse bestrides the vast plains with grace.

اسب با وقار بر دشت‌های وسیع سوار می‌شود.

the statue of the king bestrides the entrance of the castle.

مجسمه پادشاه بر ورودی قلعه سوار می‌شود.

she bestrides the line between confidence and arrogance.

او خطی بین اعتماد به نفس و غرور را طی می‌کند.

the project bestrides multiple departments in the company.

این پروژه چندین بخش را در شرکت در بر می‌گیرد.

he bestrides the world of technology and art.

او دنیای فناوری و هنر را در بر می‌گیرد.

the bridge bestrides the river, connecting both sides.

پل رودخانه را در بر می‌گیرد و دو طرف را به هم متصل می‌کند.

she confidently bestrides the challenges ahead.

او با اعتماد به نفس بر چالش‌های پیش رو غلبه می‌کند.

the mountain range bestrides the horizon.

منطقه کوهستانی افق را در بر می‌گیرد.

he bestrides the realms of science and philosophy.

او قلمروهای علم و فلسفه را در بر می‌گیرد.

the law bestrides the rights of every citizen.

قانون حقوق هر شهروند را در بر می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید