betises

[ایالات متحده]/bəˈtiːz/
[بریتانیا]/bəˈtaɪs/

ترجمه

n. حماقت یا عمل احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

commit a betise

ارتکاب یک حماقت

a foolish betise

یک حماقت احمقانه

avoid a betise

اجتناب از یک حماقت

succumb to betise

تسلیم شدن به حماقت

جملات نمونه

his latest betise was to forget his own birthday.

آخرین حماقت او فراموش کردن تولد خودش بود.

she often commits betises when she is tired.

او اغلب وقتی خسته است، حماقت می‌کند.

making that betise was a huge mistake.

انجام آن حماقت یک اشتباه بزرگ بود.

he laughed at his own betise during the meeting.

او در طول جلسه به حماقت خودش خندید.

don't let a small betise ruin your day.

نگذارید یک حماقت کوچک روز شما را خراب کند.

her betise cost the team a valuable point.

حماقت او باعث از دست دادن یک امتیاز ارزشمند برای تیم شد.

everyone makes a betise now and then.

همه گاهی اوقات حماکتی مرتکب می‌شوند.

he realized his betise too late to fix it.

او خیلی دیر متوجه حماقتش شد تا بتواند آن را درست کند.

that betise will be remembered for a long time.

آن حماقت برای مدت طولانی به یاد خواهد ماند.

she tried to explain her betise, but it was too late.

او سعی کرد حماقتش را توضیح دهد، اما خیلی دیر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید